اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحیدگرایی فطرت سلیم

14433
سال 1433
جلسات

توحیدگرایی فطرت سلیم

13
  • لاٰ تَعْلَمُونَ شَيْئاً ﴿النحل‌، ٧٨﴾ هیچ نمی‌دانستید! هیچ چیزی نمی‌دانستید.

  • و این روش، روشی است که همۀ بزرگان همین راه را طی کرده‌اند و به این‌جا رسیده‌اند و یک به یک عیوب خود را برطرف کرده‌اند و به آن‌ها تذکر داده شد... شما خیال می‌کنید مرحوم آقای حداد یا مرحوم قاضی، یا بقیه، آخوند ملاحسینقلی، مرحوم بهاری، همین مرحوم آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی، در احوالاتشان می‌خوانیم، این‌ها از همان اول آمدند و آن اساتیدشان آن‌ها را بر عرش نشاندند و چند نفر را مأمور برای باد زدنشان کردند و زیر پایشان پوست تخت انداختند و جلوی اقدامشان روزی یک قربانی می‌کردند و... این‌طوری بوده؟ هر روز با یک کتک و توبیخ و غلط کردی و اشتباه کردی و برو پی کارت و برگرد... هر روز با یکی از همین مسائل روبرو بودند! این‌طوری نبوده که هر روز شما خیال بکنید این آقا آمد پیش او و او هم گرفت بادش کرد و آن‌جا نشاند و یک دفعه شد آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی یا شد مرحوم قاضی یا شد آخوند ملاحسینقلی، یا شد علامۀ طهرانی. همین مرحوم والد ما، همین مرحوم والد ما که بنده تا حدودی بیش از افراد دیگر نسبت به احوال ایشان اطلاع دارم و از خصوصیات ارتباط ایشان با استاد ایشان: مرحوم حداد رضوان اللَه علیه... که شنیده‌ام در بعضی از کتاب‌هایی که اخیرا چاپ شده، انکار شده که مرحوم آقای حداد استاد پدر ما بودند، عجب حرف سخیف و عجب حرف مزخرف و عجب حرف بی‌پایه و اساسی است که شنیده می‌شود. من نمی‌فهمم چه دلیلی برای انکار این مسائل هست؟ آیا با انتساب مرحوم والد ما به یک همچنین فردی، از موقعیت و مقام او کاسته می‌شود؟ پدر ما می‌فرمودند: استادِ واقعی ما در سیر و سلوک فقط مرحوم حداد بود، در حالی که ایشان ابتدائاً شاگرد مرحوم علامۀ طباطبایی بود و از ایشان دستور می‌گرفت. چون وقتی که ایشان در قم درس می‌خواند، درس منظومه و اسفار پیش مرحوم علامۀ طباطبایی، همزمان دستور سلوکی داشت، اذکار ایشان الآن در نوشتجات خطی ایشان موجود است که چه دستوراتی داشته‌اند و حتی به دستور مرحوم [علامۀ طباطبایی] ایشان نجف پیش مرحوم هاتف، شیخ عباس قوچانی رفتند و با دستورات مرحوم [علامۀ طباطبایی] در هفت سالی که در نجف بودند به واسطۀ نامه‌ها و مراسلاتی که بین آن‌ها ردّ و بدل می‌شد، ایشان طی طریق و سیر و سلوک می‌کردند. در عین حال با بزرگانی مثل مرحوم آسیدجمال الدین گلپایگانی آشنا بودند، با مرحوم هاتف قوچانی آشنا بودند، با مرحوم آیت اللَه شیخ محمدجواد انصاری همدانی چند سال ارتباط داشتند و شاگرد بودند، همۀ این‌ها را دیدند، ولی به بنده و سایرین می‌فرمودند: ـ بارها به خودِ بنده فرمودند ـ استاد واقعی و حقیقی ما در سیر و سلوک مرحوم حداد بود.و حالا آمده‌اند در کتاب‌ها نوشته‌اند نه! ارتباط بین ایشان و بین حداد یک ارتباط رفاقت بود و ارتباط صداقت بود!