
توحیدگرایی فطرت سلیم
توحیدگرایی فطرت سلیم
11ـ اِ؟ ما به مردم اینطوری گفتیم، حالا چکار کنیم؟
میماند در آن! شروع میکند عیب و ایراد گرفتن، انگ بستن. ایراد: اینجایش این است، آنجایش آن است، اینجایش را جواب بدهید، میرود سراغ یکی دیگر؛ او منتظر است ایراد بگیرد، منتظر نیست که بفهمد! و الّا این حرفت جوابش این است.
ـ خب بعدش چه؟
ـ نه خب این را چه میگویی؟
ـ این هم جوابش این است.
خب بنشینیم فکر کنیم ببینیم یک چیز دیگر میآید در ذهنمان؟ هی زور میزنیم:
هان هان! آره آره آنجا هم فلان کارشان هم آن روز فلان کار را انجام دادند...
ـ آن را به خاطر این انجام دادند.
ـ اِ؟ عجب!
حالا بنشین باز هم فکر کن ببین... برو از عمه و خالهات هم بپرس ببین آنها چیزی مگر گیر بیاورند برایت!
این چیست؟ این مریض شده، این تو دیگر مریض است، کارش نمیشود کرد، ای ددم وای! و الّا آدم وقتی که یک سؤالی برایش پیدا میشود، آقا بفرمایید سؤال! ایراد برایت پیدا شده، خب بیا بگو!
ـ آقا فلان قضیه در آن ایراد است.
خیلی خب، یا بنده میگویم بله، یا میگویم نه دیگر. اگر ایراد درست بود، خب آدم در رفعش برمیآید، اگر ایراد غلط بود، خب تو رها کن، پس چرا دوباره ایراد دوم را میآیی میگیری؟ این چیست که وقتی ایراد اول رفع شد، جوابش داده شد، میروی دنبال اینکه یکی دیگر پیدا کنم؟ هان! این که میگویی یکی دیگر پیدا کنم، بدان اینجایت خراب شد، تمام شده...این را دیگر نمیتوانی کاریش بکنی...
در مکتب عرفان، همه چیز صاف است! همه چیز شفاف است! همه چیز شفاف است!
اگر به آن ایراد بشود، ناراحت میشود؟ نه! اِ؟ ایراد است، رفعش میکنیم، آی خدا خیرت بدهد، آی خدا پدرت را بیامرزد! بیا بگو، خدا پدرت را بیامرزد. این یک ایراد گفت..
الآن من خیلی از دوستان هستند گاهی اوقات میآیند ایراد میگیرند: آقا فلان کار...
