
توحیدگرایی فطرت سلیم
توحیدگرایی فطرت سلیم
10ـ خب خدا خیرت بدهد که نمیخواهی! خب بلند شو برو دیگر! نمیخواهی که نخواه؛ نمیخواهی که نخواه...
انسان باید راه خودش را بگیرد و برود و منتظر این طرف و آن طرف نباشد: آخ این، آخ او، آخ این... این نیست، این حرفها نیست. ما در طول زندگی خود خیلی از این تجربهها دیدیم، خیلی از این تجربهها دیدیم. افرادی بودند که میآمدند پیش مرحوم آقا و اشکهای آنها را در هنگام دعا خواندن ما میدیدیم که همینطور از چهرهشان میریخت و به افراد میگفتند: کجا میشود یک همچنین مجلسی پیدا کرد که یقین داریم بر بال ملائکه این افرادی که در این مجالس هستند سوار هستند و نشستهاند، و چند صباحی نگذشت که همینها درآمدند گفتند: تمام این مجالس حقهبازی و دروغ و کلک و دکان است! همینها! همینهایی که به پهنای صورت از چشمشان اشک میآمد.
این چه بوده؟ هم او دروغ بوده، هم این. هر دویش کشک بوده. آن موقع هم که داشت این حرف را میزدها،چه بوده؟ از روی احساسات و از روی عواطف و توهمات و تخیلات و اینها بوده. حرف الآنش هم که معلوم است به درد چه میخورد. هر دویش... انسان باید همیشه راه معتدل داشته باشد، مسائل را باید با عقل و فطرتش بسنجد، و با آن دیدگاه باید همیشه جلو بیاید، از افراط و تفریط همیشه انسان باید پرهیز کند.
بسیاری از افرادی که اینها دچار اعوجاج شدند، سالهای سال پیش، من به آنها تذکر میدادم آقا راهت را درست کن، آقا راهت را درست برو، این طرز صحبت نکن، این عمل را انجام نده، این افراط یک روزی تو را به تفریط خواهد رساند، و رساند!
اینها چیزهایی است که هست، پس بنا بر این، اینهایی که میآیند و مخالفت میکنند، اینها چه کسانی هستند؟ اینها کسانی هستند که نمیخواهند با آن فطرت خودشان کنار بیایند. میفهمند حق کجاست، واللَه العلی العظیم میدانند حق کجاست! قسم جلاله خوردم! ولکن وقتی میبینند نفس را چکار کنند؟
