لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان
8هان؟ آقا جان! اینها آرزوی بزرگ نیست! اینها پایینترین حدّ خواست و تقاضا و آرزویی است که یک نفر میتواند انجام بدهد، میتواند داشته باشد، نه اینکه متوسط، نه اینکه بزرگ!
ما هرکاری دلمان میخواهد، کارهایی که بقیه انجام میدهند، ما هم انجام میدهیم، به هواهای نفسانی خودمان، همه ترتیب اثر میدهیم، مگر بقیه چکار میکنند؟ هرکس را میبینند دنبالش راه میافتند؛ ما هم راه میافتیم! هرکس را میبینند سر تا پایش را برانداز میکنند، ما هم برانداز میکنیم، عمل حرام انجام میدهیم، اشکال ندارد! به جایش دعای سمات میخوانیم! اشکال ندارد! هرکس میآید با او برخورد میکنیم، سراغ مسائل انحرافی میرویم، ما هم میرویم! به چه امیدی؟ در مجلس امام حسین شرکت میکنیم.
آن امام حسین به آن کمرت بزند! تو که از کمترین کمترین کمترین مسئلۀ هوا و هوست دست برنمیداری چطور مدعی راه خدا و سلوک راه خدا هستی؟ کجایش این آرزو، آرزوی رسیدن به مقام تجرّد و توحید و معرفت است؟ تو که هرکاری که بقیه دارند آن کارها را انجام میدهند، تو هم انجام میدهی و عمل حرام انجام میدهی... مگر من نگفتم که صحبت کردن و خندیدن نامحرم حرام است؟ مگر بارها من نگفتم که ارتباط باید در حدّ ضرورت باشد؟ مگر نگفتم این حرفها را؟ مگر من نگفتم که پیغام دادن و پیغام گرفتن نامحرم از یکدیگر این حرام است؟ ترتیب اثر نمیدهید! دلمان به چه خوش است؟ برای امام زمان کار میکنیم! برای غدیر زحمت میکشیم، برای راه خدا قدم برمیداریم، برای تبلیغ این مکتب اقدام میکنیم، کتاب نشر میکنیم، کتاب چاپ میکنیم، تحقیق میکنیم، چه میکنیم... همۀ اینها گولزنهای شیطان است، همۀ اینها تخیلات و توهماتی است که برای انسان، زمینه ساز برای انحراف و وارد کردن نفس در آن شباک ابلیس و دامهایی است که برای انسان قرار دادهاند. این ابلیس و شیطان با لیوان شراب سراغ هرکسی نمیرود، چون میداند که از این راه به نتیجه نمیرسد. با هرکسی از همان روزنۀ نفوذ خودش و شخصیت خودش و حالت و افکار خودش و آن ذهنیّات و توهّمات و نفسانیّات خودش وارد میشود و همینها را بزرگان میآیند تذکر میدهند و دست میگذارند ولی ترتیب اثر داده نمیشود. یک روز همین گیر میاندازد! همین میآید و از پا در میآورد، بار زمین میگذارد.

