لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان
7این معنای عظم یا سیدی أملی است؟ خدایا آرزوی من بزرگ است این است؟ ما چکار میکنیم؟ تا وقتی اوضاع ما تغییر نکند، مسائل ما تغییر نکند، آب از آب تکان نخورد، زندگی ما همینطور به روال پیش برود، تا وقتی که کسی از ما مریض نشود... یک وقتی یکی آمده بود، بنده خدا مدتی هم با ما ارتباط داشت، رفاقت داشت. بعد رفته بود یک کاری کرده بود، یک قرضی کرده بود، حالا آن موقع چکار کرده بود و اینها، بعد حالا این توقع داشت که حالا فرض بکنید که این حالا درست بشود و انجام بشود و گفتیم بابا ما با کسی کاری نداریم آشنا نداریم فلان نداریم، داشته باشیم هم کاری نداریم، سرمان به کار خودمان است، دنبال این حرفها نیستیم، دنبال این وساطتها نیستیم، دنبال این چیزها نیستیم. یک مدت گذشت و دید نه! کاری و مسئلهای و مشکلی از این نقطۀ نظر توسط ما حل نمیشود، او هم گذاشت رفت! دید این آقا که فایدهای ندارد! این آقایی که نیاید فرض کنید که برود و یک قرض ما را که نمیدانم چکار کردیم و ـ حالا هرکاری کرده بود من چه میدانم! ـ این آقایی که فقط بنشیند به آدم نگاه کند و دعا کند که انشاءاللَه خدا فرض کنید که... دعا را هم خودمان بلدیم بکنیم دیگر! دیگر برای چه برویم دنبال این آقا؟ تا وقتی که زندگی فرقی نکند، تا وقتی که این اهواء جامۀ عمل بپوشاند، تا وقتی که لبخند روی لبانمان باشد، تا وقتی که دغدغۀ فکر و دغدغۀ ذهنی، ما را به خود مشغول نکند، تا وقتی که اینجور باشد، خب آمدن اینجا هم بد نیست! پیش این آقا رفتن هم بد نیست. عیبی ندارد، حالا فرض کنید یک سجدهای هم میکنیم و یک کاری... ـ خیال میکند یک سجده کرد تمام! ـ یک سجدهای هم میکنیم بد نیست! عیب ندارد، کارهایمان را انجام میدهیم فرض کنید که روی...

