
لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان
لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان
9مرحوم آقا رضوان اللَه علیه... خب ما این مطالب را زیاد دیدیم، یک انبان از تجربیات سلف صالح در موارد مختلف با اشخاص مختلف وجود دارد که هرکدام از آنها برای ما یک عبرت است و اعتبار، که باید آنها را مورد دقت و مورد نظر قرار بدهیم.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه از این مطالب زیاد داشتند. یک روز بعد از همین جریان انقلاب و اینها بود، رفقا در مسجد قائم مشغول تمیز کردن مسجد بودند، نمیدانم رفقایی که هستند در اینجا یادشان میآید جریان آن روز را یا نه؟ من خودم بودم که خود مرحوم آقا هم یک قبای همچین خیلی چیز تن کرده بودند و با بقیه مشغول تمیز کردن و اینها بودند، به اصطلاح پاکسازی. من نشسته بودم کنار، کنار نشسته بودم با یک نفر از بستگان، که آن موقع حالاتی داشت، مسائلی داشت، یک چیزهایی از مسائل مشاهده میکرد، مطالبی داشت علی کل حال. داشت به من این مطلب را میگفت که: آخر چطور میشود انسان خورشید را ببیند ـ راجع به یکی از بستگان خودش، که بستگان نسبی ما هم هست، که مدتی پیش مرحوم آقا بود و بعدا هم رفت و ای کاش فقط میرفت، دیگر آن افاضات و کرامات را نشان نمیداد نسبت به اولیاء خدا و نسبت به بزرگان! ـ میگفت چطور میشود انسان خورشید را، آخر خورشید را! ببیند و بعد انکار بکند؟ چطور میشود انسان یک همچنین حالی پیدا بکند که امروز دارد خورشید را میبیند، یعنی واقعیت را دارد میبیند، حقیقت را دارد میبیند، مسائل را دارد میبیند، با نفسش، با چشمش، با عقلش دارد میبیند، و فردا همین میآید انکار میکند؛ چطور میشود اصلا؟ چه قسم میشود؟ چه حالی برای انسان پیش میآید که انسان به این مرتبه و به این منزلت اینطور سقوط میکند که تا دیروز خورشید را میدید، امروز میگوید خورشیدی وجود ندارد؛ عجیب!
