لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان
3خب ما در سنوات گذشته، راجع به کیفیّت رفتار انسان در قبال نعمتهای پروردگار و در قبال مقام عزّ ربوبی، مطالبی عرض کردیم و عرض کردیم که این کلمات امام سجاد علیه السلام در این دعای ابیحمزه، که میفرماید انا الذی، انا الذی، انا الذی... من آن کسی هستم که این کار را کردم، من آن کسی هستم که این گناه را انجام دادم، من آن کسی هستم که این عمل خلاف و خطا از من سر زد، اینها شوخی نیست و این نیست که آمدند این حرفها را برای ما بزنند، اینطور نیست. واقعا امام سجاد وقتی در مقابل پروردگار قرار میگیرد و آن جنبۀ ربوبی را مدّ نظر خودش قرار میدهد... خیلی عجیب است! خیلی عجیب است! و در قبال آن جنبۀ ربوبی مقام عبودیّت خود را دارد لحاظ میکند، واقعا و حقیقتا و صد در صد و تحقیقا این مطلب را از روی قطع و یقین و حاقّ واقع، این مسئله را مطرح میکند و به خدا عرضه میدارد که اگر لطف تو نباشد، من همان هستم که این کار را میکنم، من همانم که این کار را میکنم، من همانم... این خیلی مسئلۀ دقیقی استها! خیلی مسئلۀ مهمی است برای ما. اینجا جایی است که دیگر به قول مرحوم آقا: استخوانها به لرزه و به خُرد شدن درمیآید و نفس انسان دیگر بریده میشود که چطور همین آدمی که تا دیروز به به و چَه چَه و فلان و بهمان میکرد، همین آدم میبینی در امروز یا در فردا گفتارش تغییر میکند! چه شد؟! چه پیش آمد؟ خیلی خطر است قضیه. همان آقایی که تا دیروز میگوید علّامۀ طهرانی در دنیا نظیر ندارد، از نظر علمیّت رو دست ندارد، از نظر دید باطن کسی به پایش نمیرسد، از نظر اطلاع بر امور، کسی مانند او نیست، همین آقا دو ماه بعد میآید و القاب و تعابیر سخیف و وقیح و قبیح را نسبت میدهد: این اصلا آدم نیست! این اصلا علم ندارد! این اصلا فلان است، این چقدر متکبر است، این چقدر خودکامه است، این چقدر دیکتاتور است، این چقدر فلان است، این چقدر... اِ اِ اِ اِ! این آقا که فرقی نکرد! همین آقا نمازش را که تا حالا دارد میخواند، این آقا همینطور عبادتهایی که قبلا انجام میداد در این دو ماهه که رها نکرد که تو داری این حرفها را میزنی! چه شد قضیه؟ چه مسئلهای به وجود آمد که همین آقایی که مانند نداشت،حالا بدتر از این آقا وجود ندارد؟!

