لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
عَظُمَ یا سَیِّدی أملی، و ساءَ عملی، فأعْطِنی من عفوک بمقدار أمَلِی؛ و لا تؤاخذنی بأسوء عملی.
بزرگ است، بلندمرتبه است، عظیم است ای آقای من، آرزوی من؛ آرزوی من خیلی عظیم است، خیلی بلند است. و در عین حال عمل و کردار من ناپسند است و در خور این آرزو و این خواست و این تقاضا نیست؛ ارتباطی با همدیگر ندارند. وقتی انسان یک آرزویی دارد، در عمل، باید رفتارش منطبق با آرزو باشد. وقتی انسان یک نیتی دارد، کاری که انجام میدهد باید او را به آن نیت برساند، و الّا در واقع نیت ندارد؛ خودش را بازی داده. کسی که میخواهد برای رسیدن به یک مقصدی حرکتی انجام بدهد، باید مقدِّماتی که در پیش میگیرد، آن مقدّمات، منافی و معارض با آن هدف نباشد. میشود شما قصد رفتن به طهران بکنید، جادۀ اصفهان را در پیش بگیرید بروید؟ هیچوقت شما را به طهران نمیرساند. میشود شما فرض کنید که فردا به دنبال کسب اشتغال و اینها بروید، نیت داشته باشید، بعد درِ منزل را روی خودتان قفل کنید و در منزل خودتان را حبس کنید؟ این عمل با این خواست در تعارض است، منافات دارد. میشود برای رسیدن به یک مدارج علمی و تحصیل مدرک، به جای اینکه شما بروید کتابش را بخرید، مطالعه بکنید، مباحثهاش را بکنید، دنبال استاد خوب بروید، ـ ببینید اینها همهاش میشود به جای این یعنی اینها همه مقدمات مناسب است، رفتار، رفتار مناسب است، رفتار در رسیدن به مقصد و به مقصود است. ـ به جای این، دنبال لهو و لعب بروید، دنبال تحصیل نروید، استاد را ندیده بگیرید، سعی و کوشش در این باره نکنید و خودتان را به مسائل دیگر مشغول کنید. این منافات دارد، هیچوقت مدرک به شما نمیدهند، هیچوقت به مرتبۀ تحصیل نمیرسید. این چه عمل و آرزویی است که امام سجّاد میفرماید که خدایا این عمل من، با این آرزوی من نمیخواند؟

