اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان

14723
سال 1433
جلسات

لزوم هماهنگی میان آرزوی واقعی و عمل انسان

12
  • خب این نتیجۀ چیست؟ این نتیجۀ این است که ما آرزویمان آرزوی بزرگان نیست. اگر آرزوی ما آرزوی بزرگان باشد، آرزوی اولیاء خدا باشد، آرزوی آن‌هایی که دارند می‌گویند عَظُمَ یا سَیِّدی أملی، آن‌ها باشد، راه مناسب با آن آرزو را ما انتخاب می‌کنیم، نه این‌که هرکاری دلمان خواست بکنیم! هرکاری دلمان می‌خواهد می‌کنیم، هر راهی که دلمان می‌خواهد می‌رویم، به هر قضیه‌ای که می‌خواهیم، بعد هم که... 

  • بنده در همین جلد دوم اسرار ملکوت ـ حالا دیگر اسم نمی‌بریم و توضیح بیشتری نمی‌دهیم، خود رفقا طبعا خوانده‌اند و مطالعه کرده‌اند ـ در آن‌جا بنده مطالبی آورده‌ام و بدانید که رفقا و دوستان که من روی تک‌تک کلماتی که در این کتاب آورده‌ام نظر دارم‌ها! روی تک‌تک کلمات! یعنی می‌نشستم فکر می‌کردم این کلمه را بیاورم یا کلمۀ مرادفش را؟ تا این حد دقت داشتم، که تا آن مقداری که می‌توانم مطلب را باز کنم، تا آن مقدار ادای مطلب کرده باشم.‌ ـ

  • آن‌جا عرض کردم راه و روش اولیاء خدا و بزرگان بسیار دقیق است، بسیار ظریف است، و چطور مطالب را بالاخره به گوش آدم می‌رسانند، باید حواس جمع باشد تا بگیرد و بقاپد و حرف را برباید تا این‌که به نتیجه برسد، اگر سرش را انداخت پایین، زیر گوشی رد کرد، خودش را به کوچۀ چپ و راست زد، به یک نحوه‌ای از مطلب چیز شد، آن‌ها هم مطلب را می‌بندند و رد می‌شوند می‌بندند و رد می‌شوند. مثال‌هایی در آن‌جا آورده‌ام، آن مثال‌ها را رفقا دوباره مراجعه کنند و ببینند که چه مسائل و مطالبی در آن‌جا می‌تواند باشد. البته یک تتمۀ مطالب را در جلد سوم که انشاءاللَه طبع خواهد شد و منتشر خواهد شد در آن‌جا عرض کردم، تا حدودی که مجال برای صحبت و بسط کلام بوده.

  • ما نمی‌فهمیم. ما آن اَمل را نداریم، ما آن آرزو را نداریم، خیال می‌کنیم مسائل همین‌طوری و سطحی و بسیط و بنشینیم دور هم و یک خنده‌ای بکنیم و دو تا حکایت از اولیاء خدا بگوییم و سه تا داستان از تذکرة الأولیاء عطار نیشابوری در بیاوریم و نمی‌دانم از نفحات الأنس جامی یکی دو تا قضیه بکشیم بیرون، و طرائق الحقائق را یک گشتی بزنیم ببینیم در آن چیزِ قابل برای گرم کردن محفل و مجلس پیدا می‌شود و پیدا بکنیم و دو تا از مولانا و دو سه تا از حافظ و فلان و خیال می‌کنیم همین است! این نیست عزیز من! این یک در صد مطلب است، نود و نُه درصد به نفس برمی‌گردد! این را می‌خواهی چکارش کنی؟ نود و نُه در صد باید از داخل، مته کاری کنی، یکی‌اش به نماز و روزه و ذکر و نماز شب و امثال ذلک است، یکی! نود و نُه تای دیگرش مسائل نفسانی است و آن‌هاست که بار می‌اندازد پایین. آن‌هاست که کمر را یک روز خم می‌کند، تذکر به آن مسائل است که باید به آن توجه کنی، نماز را رباط هم برایت می‌خواند، بیشتر هم می‌خواند. رباط را کوکش کن، هان! کوکش می‌کنی، برایت به جای هفده رکعت در بیست و چهار ساعت، صد و هفتاد رکعت می‌خواند! هرچه قضا هم داری می‌خواند، راهش بیندازی. می‌خواند دیگر! خوارج چه بودند؟ رباط بودند. رباط بودند. اهل تسننی که دنبال آن خلفا رفتند چه بودند؟ رباط بودند دیگر. نماز شب‌های ماه رمضان را هزار رکعت می‌خواندند ولی چه بود؟ رباط بود، چرا؟ چون به جماعت می‌خوانند. پیغمبر فرمودند نمازهای نوافل ماه رمضان را باید به فرادی خواند، چرا به جماعت می‌خوانی؟ سنت عمر! همین سنت عمر!