اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فدا کردن همه چیز برای رسیدن به آرزوی عظیم

14085
سال 1433
جلسات

فدا کردن همه چیز برای رسیدن به آرزوی عظیم

16
  • اخطار آیین‌نامه‌ای دادند آقا وقتت تمام شده و آقای دکتر هم این‌جا با نگاه‌های سؤال برانگیز! 

  • چشم آقا انشاءاللَه تمامش می‌کنم. 

  • این ملک در این‌جا می‌آید می‌گوید حساب برس ای بیچارۀ بدبخت! اعتبار داری، ولی این اعتبارت تا کی است؟ تا دو روز دیگر. محل مشورتی، ولی برای که؟ برای افرادی که خودشان فردا رهایت می‌کنند. اگر رها نکردند، امروز سلام و علیک می‌کنند، اما همیشه همین‌طور است؟ همیشه همین‌طور است؟ 

  • خب گرچه مطلب ناتمام است، ولی خب انشاءاللَه چون بالاخره حالا وارد این وادی شدیم، خوب است که یک مقداری بیشتر در این زمینه با رفقا باشیم و یک مقداری صحبت بیشتر و انشاءاللَه که تتمۀ مطالب به خواست خدا برای شب‌های آینده.

  • از خدا همیشه بخواهیم که خداوند آن فهم ما را، فهمی که می‌آید و جلوی نفوذ شیطان را می‌گیرد، یعنی فهم غالب؛ نه این‌که فهم نداریم. یزید هم فهم داشت، عمر سعد هم فهم داشت، اما فهم غالبش آن نبود که آمد جلوی وسوسه را بگیرد، بلکه آن نفس و طمع دنیا و لذّات أمَل و آرزوهای دنیّ بود که آمد غلبه کرد آن فهم را کنار گذاشت.

  • از خدا بخواهیم که این فهم غالب که می‌آید و جلوی او را می‌گیرد همیشه او را در ما زنده و پایدار بدارد.

  • اللَهم صلّ علی محمّد و آل محمّد