اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فدا کردن همه چیز برای رسیدن به آرزوی عظیم

14085
سال 1433
جلسات
نسخه عربی

فدا کردن همه چیز برای رسیدن به آرزوی عظیم

5
  • ـ اگر بخواهی این مطلب را جلوتر بروی به فلان‌ خطر برخورد می‌کنی پس جلو نرو!

  • ـ اگر فلان قضیه بخواهد مکشوف بشود، مسائل به هم می‌ریزد، پس نگذار مکشوف بشود! هان!

  • ـ اگر بخواهیم در فلان قضیه قضاوت کنیم خیلی مسائل رو می‌شود، پس قضاوت را کنار بگذاریم! 

  • عجب! ببینید! «اگر، اگر اگر اگر اگر اگر اگر اگر...» اگر بخواهیم در این مطلب پا فشاری کنیم، آن‌وقت بعضی از مسائل رو می‌شود، پس نکنیم! هان! نکنیم! قضاوت نکنیم! باز نکنیم! جلو نرویم! فاش نکنیم! حقیقت را بر ملا نکنیم، بگذاریم بماند، بماند، هان! بماند بماند بماند! هی سرپوش بگذاریم!

  • تا کی سرپوش باید بگذاریم؟ تا کی؟ تا ظهور حضرت؟ تا کی باید روی حقیقت را بپوشانیم؟ تا کی؟ تا کی باید نگذاریم که خودمان بفهمیم؟ فهم پیدا کنیم؟ تا وقتی که حضرت عزرائیل تشریف بیاورد؟ این که فایده‌ای ندارد! آن دنیا که روشن می‌شود خود به خود! آن دنیا که دیگر نمی‌توانیم سر خدا را کلاه بگذاریم! سر ملائکه را که نمی‌توانیم آن دنیا کلاه بگذاریم! پس در این دنیا هِی آمدیم هِی بر خود کلاه گذاشتیم روی کلاه. یک کلاه گذاشتیم، یک کلاه رویش، یکی رویش... خدا به داد برسد! این کلاه‌ها را شما حساب کنید وقتی می‌آید بالا... عجیب این‌جاست که این سر چقدر طاقت دارد که صدها هزار کلاه را روی سر خودش دارد نگه می‌دارد. این کلاه‌ها فقط وزن را بر سر ما آمده زائد کرده، حقیقت را که عوض نمی‌کند! فقط باعث شده گردن آرتروز بگیرد! نمی‌آید آن واقعیت خارجی را تغییر بدهد که! چه را آمده تغییر داده؟ این نفس بیچاره را آمده تغییر داده؛ ای داد! هی دورش کرد، هی دورش کرد...

  • هِی گفتیم آقا فهمت را باز کن!

  • گفت نه این‌جا صلاح نیست!

  • در یک قضیۀ دیگر: عقلت را باز کن!

  • ـ نه این‌جا صلاح نیست!

  • در این قضیۀ دیگر: بفهم مسئله از چه قرار است، راه حقیقت را در پیش بگیر...