مراد از آرزوی عظیم در فرمایش امام سجاد علیه السلام
5مرحوم آقا وقتی که کتاب اللَه شناسی را میخواستند بنویسند، من خیلی اصرار میکردم به ایشان که آقا این کتاب اللَه شناسی را چرا شما شروع نمیکنید؟ و آن موقع ایشان داشتند کتاب امامشناسی را داشتند ظاهرا در دست تألیف داشتند، هی ما میرفتیم به ایشان... میگفتم که... خب یک چیزهایی به نظرمان میرسید، یک تخیلاتی، یک توهماتی، یک خطوراتی که یک وقتی خدا نکند عمر ایشان کفاف ندهد و مسئلۀ توحید باز نشود، اللَه شناسی شروع نشود، لذا خیلی به مرحوم آقا من اصرار میکردم حتی اگر شده امام شناسی را نصف کاره بگذارند، اللَه شناسی را ایشان شروع کنند، آنوقت حالا بعد بیایند از نصفه...
ایشان میفرمودند: آسید محسن هرچه خدا بخواهد همان میشود و هرچه قرار است از قلم ما بر صفحات رقم بخورد، همان خواهد شد، انقدر نگران نباش! انقدر چیز نباش. من نگران حریم و نگران موقعیّت امام علیه السلام در فرهنگ تشیّع هستم. این موقعیّت امام در فرهنگ تشیّع نادیده گرفته شده است. ـ توجه کردید؟ ـ و من باید این فرهنگ را زنده کنم و حریم امام علیه السلام را بنمایانم و به مردم بگویم که امام کیست؟ و حقیقت امامت چیست؟ و ولایت چیست؟ بله... ـ البته من یک چیزی به مرحوم آقا گفتم که دیگر فعلا جایش نیست حالا، تا بعد هر وقت که مقتضی شد، همان موقع هم خواهیم گفت. درست؟ ـ
من این را احساس میکنم که مردم حرکتی کردهاند، مسائلی به وجود آوردهاند، جانفشانیهایی کردهاند، از مال خود گذشتند، از جان خود گذشتند و در این راه قدم برداشتند، ولی امامت را نشناختند. من باید امامت را بشناسانم و اعلان کنم که تشیّع مساوی است با امامت و بدون امامت امام علیه السلام تشیّع صفر است! ـ عین عبارت ایشان! ـ یعنی همۀ هستی ما، فقط متمرکز میشود و منمحض میشود در حقیقت ولایت امام عصر عجّل اللَه فرجه الشریف و غیر از ولایت و امامت امام زمان ما صفریم، صفر! نیم هم نیستیم! و این مسئله میفرمودند مغفول عنه واقع شده، به دلایلی حالا؛ کاری به دلایلش نداریم، العاقل یکفیه الإشارة. و تا این مسئله را من تمام کنم، به اللَه شناسی نمیپردازم، اگر میخواهی اللَه شناسی را شروع کنیم، دعا کن امام شناسی را تمامش کنیم!

