اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراد از آرزوی عظیم در فرمایش امام سجاد علیه السلام

14977
سال 1433
جلسات
نسخه عربی

مراد از آرزوی عظیم در فرمایش امام سجاد علیه السلام

6
  • لذا هی ما دعا می‌کردیم زودتر امام شناسی تمام بشود که این مسئله... و تمامِ هجده جلد امام‌شناسی نتیجه‌اش در همان جلد هجدهم است؛ تمام این هفده جلد در معرفت امام، آن نتیجه در جلد هجدهم نمایان می‌شود، رفقا بخوانند، همه را بخوانند. از خط اول تألیفات مرحوم آقا تا آن کلمۀ آخر را باید بخوانند. ولی بدانند که تمام هجده مجلّد امام شناسی آن چکیده و خلاصه و عصاره و غایت و مقصد و مطلوب، آن جلد هجدهم است و مطالبی که در آن‌جا نوشته شده و این به اصطلاح مطلب است.

  • بعد می‌فرمودند که ـ وقتی که آمدند اللَه شناسی را شروع کردند ـ گفتند که فلانی بیا شروع کردیم! ـ آن روز، روزی که شروع کرده بودند ـ من یک جمله از آقا پرسیدم، یک سؤال، گفتم: هدف شما از کتابت اللَه شناسی چیست؟ خب همه می‌دانند خدا یکی است، نمی‌دانم فرض کنید که صفات خدا مشخص است، اسماء خدا مشخص است، خداوند ذات لایزال است، این‌ها را همه اطلاع دارند، شما چه نیتی در پشت این تألیف کتاب اللَه شناسی دارید؟ 

  • ایشان فرمودند: یک نیت، و آن این است که آن خدای مهربان عطوفِ ودودِ رحیمِ رحمانِ ذوالفضلِ والمجد و الکرمِ والرحمة، تمام، این خدا را که از ما گرفته‌اند، و در یک عالمِ دیگری پرت کرده‌اند، و از دست‌رس ما بیرون انداخته‌اند، من این خدا را بیاورم، بیاورم، بیاورم بگذارم در دامن همه، بگویم: آهان این خدای شما! 

  • خدای ما این است، خدای ما خدایی است که بغل ما می‌نشیند، خدایی است که ما را نوازش می‌کند، خدایی است که به ما می خندد، خدایی که دست رحمت و عطوفتش را به سر ما می کشد، خدایی است که از مادر به طفلش به ما مهربان‌تر است، از پدر به فرزندش به ما مهربان‌تر است، این خدا خدای واقعی است، نه آن خدا که از او یک غول بی‌شاخ و دمی درست کرده‌اند و فرض کنید که یک آتش جهنم و این طرفش کجا و آن طرفش کجا و چپ بروی می‌افتی، راست بروی می‌افتی، یک خورده این‌طوری بکنی نمی‌دانم با سر در آتشی، یک خورده نمی‌دانم ولاالضالینت، ضادت را درست نگویی، نمی‌دانم آن نمازت را در سرت می‌زنند و... که دیگر بماند که چه بر سر این خدا ما آورده‌ایم و از او چه انیاب اغوالی ما تراشیده‌ایم و آن خدا را در اختیار مردم گذاشته‌ایم و مردم حق دارند که از این خدا فرار کنند و در یک عالم تحیّر و سرگشتگی و گیجی، نفهمند چه کسی را عبادت می‌کنند و به چه کسی سجده می‌کنند و در برابر چه ذاتی رکوع می‌کنند، و سجود می‌کنند؛ این خدا خدا نشد!