مراد از آرزوی عظیم در فرمایش امام سجاد علیه السلام
7خدایی را باید عبادت کنیم که امام سجاد علیه السلام به ما آن خدا را توصیف میکند، عرضه میکند: این خدای من، خدایی است که نه تنها عفوش میآید اعمال ناشایست مرا محو میکند، بلکه به بالاترین آرزویی که یک بنده میتواند آن آرزو را در دل بپروراند، جامۀ عمل میپوشاند، این خدا خداست! این کیست دیگر؟!
أُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَه سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ! اگر یک وقت من یادم رفت، یادآوری کنیدها! رفقا میگویند تو یک حرفی میزنی، بعد اصلا از همه جا حرف میزنی غیر از آنی که وعده دادهای! حالا در طول صحبتها... که چطور میشود از نظر عقلی، نه از نظر مقام رحمت و فضل پروردگار، که سیئه تبدیل به حسنه بشود؛ از نظر عقلی و از نظر فلسفی چطور ممکن است سیئه آقا! سیئه! سیئه یعنی عمل خلاف، در دستگاه خدا، سیئه به حسنه تبدیل بشود، این عجیب است! هنرنمایی خدا همین است دیگر! عجیب همینجاست!
ایشان میفرمودند من اللَه شناسی را نوشتم برای همین، که بیایم بگویم آن خدایی را که باید عبادت کنید، میدانید چه خدایی است؟ نه نیش دارد، نه دُم دارد، نه سُم دارد، نه دندان دو متری مثل عاج فیل دارد، نه نمیدانم فرض بکنید که چماق دارد، نه تفنگِ چی دارد، نه گرز دارد و نه... اینها ندارد خدا! خدایی که از شدّت رحمت اگر شمّهای از رحمت او را تو درک بکنی، عبادت او را کنار میگذاری دیگر! این است قضیه! انقدر این رحمت، رحمتِ واسعه است! میگویی وقتی خدا انقدر رحیم است، انقدر رحمان است، خب دیگر من چرا بیایم عبادتش را بکنم؟ خب این معلوم است با من چه خواهد کرد دیگر! آنوقت آن عبادت میشود عبادت از روی عشق! نه از روی تکلیف. موقع ظهر که میشود، نمیگوییم که الآن ظهر شد نماز واجب شد، میگویید: آخ! درها الآن باز شد!
خیلی حرف است. موقع نماز مغرب که میشود، نمیگویید که یک ساعت دیگر نماز مغرب دارد خورشید هان! میرود، میرود، آنوقت باید بلند شویم وضو بگیریم سه رکعت نماز بخوانیم ـ گرچه با علاقه هم باشد ـ ولی میگویید کی خورشید غروب میکند؟ چرا غروب نمیکند؟ توجه کردید؟ چرا غروب نمیکند؟ چرا وقتی نماز مغرب را بخواهم بخوانم نمیرسد؟ چرا وقتی که نماز عشا را میخواهم بخوانم نمیرسد؟ نماز عشا را آنوقت با مغرب نمیخوانی: خب مغرب و عشا را با هم بخوانیم یک دفعه راحت شویم دیگر؛ نه!

