حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
3خیلی این قرآن، همونطوری که چند شب پیش خدمت رفقا عرض کردم، خیلی عجیبه. ما قدر این قرآن را نمیدانیم و ندانستیم. قدر این قرآن رو ندانستیم و نمیدانیم که این قرآن واقعاً چه کتاب مهمیست و چه کتاب راه گشاییست، و آیات قرآن، هرکدامش یک پیام است برای ما در شبهات و ابهامات و سؤالات و پرسشها. این آیات قرآن، خیلی عجیبه که چطور.... عرض کردم خدمت رفقا، قرآن کتاب قصه نیست، کتاب تاریخ نیست. تاریخ هرچه بوده به من چه مربوطه؟ گذشته! من الآن در این سال و در این ماه و در این روز، [در] این شب دارم زندگی میکنم. حالا در امت موسی چه گذشته، خب به من چه ربطی داره؟ مثل اینکه بگیم که آقا فرض بکنید که سال گذشته در فلان کشور، در فلان نقطۀ از زمین، فلان شخص فلان حرف رو زد. یه حرفی زد واسۀ مردمش. خب به من چه ربطی داره؟ یا الآن فرض کنید که در فلان جا دارن سخنرانی میکنند. در فلان جا مجلس جشن گرفتند. عروسی گرفتند، عزا گرفتند. این قضایای تاریخی، ارتباطی به ما نداره، ربطی به ما نداره. مطالبیست اتفاق افتاده در طول زمان؛ و ما فعلا الآن داریم زندگی میکنیم. داریم در یک همچنین موقعیتی زندگی میکنیم. چرا قرآن مشحون به حکایات و قصص و تاریخ افراد و انبیاء و اشقیاء و اتقیاء؛ فرق نمیکنه، مؤمنین و کفار و مشرکین، همه رو داره. از شدّاد و عاد و فرعون و نمرود چقدر داره؟ از موسی و عیسی و فرض بکنید که لقمان ـ که حالا بعضیا میگن که پیغمبر هم نبوده، ولی بالاخره حکیم بوده ـ یعنی خیلی عجیبه، واقعا عجیبه. اتفاقا اگر پیغمبر نبوده، خیلی این قضیه مهم تر و بهتره! خیلی مهمتره، که خدا میگه به یک شخصی که پیغمبر نبود، ما نور دادیم و حکمت دادیم، و شما باید ازش تبعیت کنید! این اتفاقا خیلی مهم تره.

