حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
24مرحوم آقا میگفتند: ما وقتی که در هنرستان بودیم، یه استاد داشتیم، دکتر فنّی فلان بود، چی اسمش... حالا چرا... مرده دیگه... فوت کرده... این اصلا تودهای بود، کمونیست بود، تودهای بود. بسیار هم آدم چیز بود، خیلی هم آدمِ مغزی بود برای خودش و اینها. مغزی بود برای خودش. اصلا کمونیست بود. میگفتند یه دفعه ـ مرحوم آقا میگفتند ما شاگرد اول بودیم و خلاصه این حرفها ـ یه دفعه منو صدا کرد. گفت بیا فلانی، یه حرفی میخوام بهت بزنم، آخر سال، موقعِ تمام شدن تحصیلاتشون، گفتند یه حرفی تو دل منه که امسال میخواستم بهت بزنم، تا حالا بهت نزدم. ببینید! حق رو انسان باید بپذیره، هرکه میخواد باشه. مطلب درست رو باید بپذیره، هرکه میخواد باشه. هرکه میخواد باشه. مطلب صحیح باید بپذیره.
آمد، گفتش که حسینی، میدونی که من کمونیستم. گفتم آره! میدونم. گفت که میدونی به خدا اعتقاد ندارم. ماده و فلان و از این چیزها. گفت[م] بله [میدونم]
گفت ولی یه چیزی بهت بگم. گفت میدونی که من، از همین آخوندها و فلان و این حرفها، بشدت متنفرم! گفتم آره! اینم میدونم! اینم میدونم!
از این فلان همه چی! کمونیستم دیگه...
ولی یه چیز بهت بگم! از صحت عمل تو ـ کاری به آخوند ندارم، میدونم پدرت هم آخونده. ـ از صحت عمل تو و از صداقت تو و از حسن رفتار تو، اینو بهت بگم، که اگر اسلامی هست، تو مسلمونی! اگر اسلامی درست باشه، تو مسلمونی! ببینید! یه کمونیست! کمونیسته! اعتقاد به خدا نداره! چه برسه به پیغمبر خدا و چه برسه به اینهایی که ادعای نیابت میکنند! همین علما و فلان و نیابت عامه، خاصه، نمیدونم چی و...! هیچی رو قبول نداره! ولی صداقت رو قبول داره. حسن رفتار رو قبول داره. حسن سلوک رو قبول داره. چرا قبول داره؟ چون فطرت داره. کمونیسته، ولی فطرت داره. عقل داره. عقلش بسته نشده بر همه چیز. میگه اگر قرار باشه اسلام درست باشه، این اسلام، تو مسلمونش هستی، نه اینایی که ادعا میکنند. اونم میفهمه، که تو هرجایی هم کلکه، هم ألَکه! هم دو لکه! هم... اونم میفهمه که درست کجاست؟ دقت بفرمایید! و فیه مطالبٌ قابلٌ للتأمّل! که صداقت کجاست؟ این کمونیسته! نصرانیهاشم میدونند. یهودیهاشم میدونند که آدم راست کیه، آدم غیر راست کیه. ها؟ چون فطرت رو از دست نداده، عقل رو از دست نداده. یعنی همون عقلی که ما را ملزم میکند به اطاعت از حق، همون عقل هم به اون کمونیست میگه این درسته. دوتا عقل که نداریم، یکیه دیگه. اون عقل هم میگه این درسته، این غلطه. این کار غلطه، اون کار درسته. وقتی شما به یه کمونیست دروغ بگی، این جایزه؟ اون نمیفهمه این دروغه؟ به یه نصرانی شما خلاف کنی، تقلب کنی، مکر کنی، اون نمیفهمه؟ حالا چون نصرانیه باید بهش دروغ گفت؟ چون نصرانیه باید سرش کلاه گذاشت؟ چون نصرانیه وقتی میخوای جنس رو بدی، اون تَرَکش رو به خودت برداری، بهش بندازی؟ ها؟ چون نصرانیه دیگه، یهودیه دیگه؟ نه! خلافه! باید با نصرانی هم با حق برخورد کرد!

