حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
17مطالبی خیلی داره کم کم حساس میشه ها، در نظر داشته باشید.
ائمه چی هستند؟ ائمه هم مسئله گو هستند یا شارعند؟ ائمه هم میشن شارع. چرا؟ چون اونا هم مثل پیغمبرند، اون که دیگه تفاوت نمیکنه. اگر قرار باشد ـ لذا در آیۀ قرآن چه میفرماید؟ اطیعوا اللَه، مشرّع
اطیعوا الرّسول، شارع
اولی الأمر منکم، ائمه، شارع.
ببینید، اللَه، رسول، اولی الأمر. اولی الأمر هم کی هستند فقط؟ چهارده معصومند دیگه. غیر از چهارده معصوم اولی الأمر داریم؟ سنیّها میگن داریم! سنّی ها میگن داریم. ما شیعه میگیم نداریم. اولی الأمر عبارتند از چهارده معصوم والسلام. پس أطیعوا اللَه، أطیعوا الرّسول، میشه شارع، اون میشه مشرّع، شارع، اولی الأمر منکم. اطاعت از خدا، حجیّتش میشه چی؟ ذاتیه. چون مشرّعه. خدا تشریع کرده اون راه را. اطاعت از رسول میشه ذاتی، چرا؟ چون خدا گفته؟ نه! به خدا چه مربوطه؟ به خدا چه ربطی داره؟ چون پیغمبر راه به سوی اونه، میشه حجت، چون رسول خدا اشراف بر مصالح و مفاسد دارد و رسول اللَه مطلع بر حقایق نفس الأمریه هست و بر اون خصوصیّات و کیفیّت وصول انسان به اون هدف اشراف دارد، اطاعت از رسول خدا میشه چی؟ شرعا و عقلا ، حالا به شرعش کار نداریم، عقلا اطاعت از رسول خدا به خاطر این میشه واجب.
اگر فرض کنید که یه مشرک بود، اگر یه کافر بود، الآن ما یه کافر هستیم، یه مشرک هستیم، اعتقادی به خدا نداریم، ولی میدانیم که رسول خدا، ـ این از نقطه نظر حجیّت عقلی دارم عرض میکنم ـ رسول خدا که همه قبول داشتند. مشرکین مکّه مگه قبول نداشتند پیغمبر رو؟ مگه نمیگفتند محمد امین؟ مگر به امانت، پیغمبر رو قبول نداشتند؟ مگر به صدق، قبول نداشتند؟ مگر اعتراف نمیکردند؟ چیشون اعتراف میکرد؟ عقلشون. وگرنه دین نداشتند. عقل مشرکین میگوید این امانت دارد. عقل مشرک و کافر میگوید این کلام، منطبق با واقعه. عقل مشرک و کافر میگوید این مطلب رسول اللَه ، عین واقع است و منطبق [با واقع است] در مسائل ـ اونها که واقع و این حرفها نمیفهیدند. همین اخبار عادی ـ لذا پیغمبر از همین راه وارد شد. فرمود: آیا شما مرا امین نمیدانستید؟ از همین راه. گفتند بله. اگر به شما بگویم پشت این کوه، پشت این جبل، یک عدهای آمدند میخوان این طور بکنند، شما حرف مرا قبول نمیکنید؟ گفتند قبول میکنیم. یعنی از عقل خود اینها وارد شد، رسول خدا برای ابلاغ رسالت. حالا این رسول خدا، ما اگر در اون موقع وجود داشتیم. کاری به خدا هم نداشتیم، کافر بودیم، مشرک بودیم، ولی پیغمبر را به امانت و صدق، قبول داشتیم. آیا نسبت به مطالب و مصالح خودمون، کلام پیغمبر را برای خودمون حجّت نمیدانستیم؟ حجت میدانستیم. این دیگه به کفر کاری نداره ، این به شرک کاری نداره، این دیگه به حجیّت چیه؟ عقلی کار داره. وقتی یک نفر نسبت به یک مسئله، اون شخص کلامش عاری و خالی از بطلان است و کلام او منطبق بر واقع هست، عقلا متابعت از این کلام، حجّیت ذاتی داره. حجیّت ذاتی داره.

