حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
22من دیدم که خیانت به رفیقم نمیتونم بکنم. جوابش اینه: تا شما نفت دارید بدبخت و بیچاره هستید! این جوابشه. خب حالا اون یه جوابی داده. ولی صحبت در اینه، بالاخره اینطور هم نیست که افرادی که فرض بکنید که حالا مسیحی باشند، حتما همیشه دروغ میگن یا همیشه باید خیانت کنند، یا همیشه باید چیز کنند. نه! ممکنه که افرادِ راست باشند.
بنابراین، حجیّت قبول خبر عادل، اون حجیّت نسبت به خبر غیر متدیّن، و غیر ملتزمِ مطمئن به مصادفت با واقع و انطباق با واقع، همون حجیّت وارد و جاریست. هرکسی که میخواد باشه. چرا؟ چون میشه راه. خود همین هم می شه شارع و راه به واقع. میگه من امروز نشسته بودم پیش امامِ شما، امام صادق، یه شخصی آمد راجع به قضیۀ چیز، راجع به یه قضیهای، این گفت و حضرت، ایشون هم اینطور جواب دادند. گفتم درست شنیدی؟ میگه بله. اون درستی که اون میگوید، به نظر من از درستی که حتی ابی بصیر میگوید، فرض کنیم بالاتره. یعنی هوشش از ابی بصیر بیشتر. گوشش از ابی بصیر بیشتر. حالا اون که دیگه از اصحاب خاص امام صادق بود، ولی دیگه در همین چیزای ظاهری. در همین قوای ظاهری. نه مربوط به مراتب ایمان و اینها، نه. خب اونها جداست. همونطوری که بر ما واجب است عقلاً که از ابی بصیر به عنوان أنّه شاگرد امام صادق، و فرد عادل و صادق، حکمی را از امام علیه السلام نقل بکند واجب است اطاعت کنیم، همونجور بر ما واجب است عقلا، که از حکمی که یک یهودی، نصرانی، هرکسی که اطمینان قلبی به صداقت او داریم، از امام علیه السلام اگر نقل بکنه، ما باید اطاعت کنیم. هیچ تفاوت نمیکنه. چرا؟ به خاطر اینکه در هر دوی اینها، حیثیّت انطباق خبر با مخبرٌعنه، لحاظ شده است. بلکه این از اونجا بالاتر. فرض کنید که کسی که هوشش بالاتره، دقتش بیشتره، عین ضبط صوت اصلا میاد میگیره پس میده. عین ضبط صوت پس میده. یه واو هم جا نمیندازه. و حتی در مقام تعارض و ترجیح هم، ما به قرائن مرجِّحۀ این قسمی میتوانیم ترتیب اثر بدیم. در مقام تعارضها! میتونیم ترتیب اثر بدیم.

