اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا

14808
سال 1432

حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا

21
  • یه وقت یکی از اقوام سببی ما، می گفت من در یه جایی بودم، در یه شرکتی بودم در همون زمان سابق، زمان شاه، یه شرکتی بود مربوط به شرکت نفت بود و این‌ها که درش انگلیسی‌ها و این‌ها بودند، یه شخصی بود در یکی از همین شهرستان‌ها، این مدیر یه قسمتی بود، انگلیسی بود. ما با هم رفیق شدیم. یه روز آمدم بهش گفتم فلانی من یه سؤال دارم ازت. گفت چیه؟ گفتم که چرا شما دست از سر ما بر نمی‌دارید؟ شما انگلیس‌ها؟ یه سؤال. چرا دست از سر ما بر نمی‌دارید؟ از سر ما ایرانی‌ها؟ ول کنید پاشید برید پی کارتون. پاشید برید. خلاصه.

  • سرشو انداخت پایین، گفت به من مهلت بده، اولش که گفتش که این حرفها چیه می‌زنی؟ فلان، گفتم بابا این حرفها رو بذار کنار، خودمونیم دیگه، ما خودمونیم دیگه، بذار کنار و راستشو می‌خوام به من بگی دیگه. بازی درنیار واسه‌مون! بازی درنیار.

  • گفت به من مهلت بده.

  • بهش مهلت دادم، سه روز بعد منو صدا کرد تو دفترش گفت بیا کارت دارم. گفت سه روزه دارم فکر می‌کنم. ـ ببین! ـ سوالی از من کردی که برای پاسخش یا باید به رفیقم خیانت کنم یا به مملکتم. ببینید! یا به رفیقم دروغ بگم، تو رفیقمی، یا به مملکت و مصالح مملکتم دیگه. و من خیانت به تو را بر خود نپسندیدم. اینجا اومد مردونگی کرد، مردونگی کرد و خلاصه، دیدم به تو، چون مملکت من کار خودشو می‌کنه. حالا چه به تو دروغ بگم یا راست بگم، اون پدر سوخته‌ها! ـ من دارم می‌گم! اون که نگفت پدر سوخته! اون پدر سوخته‌ها کار خودشون رو می‌کنند. این ممالک کفر و فلان و این چیزها کار خودشون رو می‌کنند. ـ مرحوم آقا می‌فرمودند که: هرکی هرچی بگه مرگ بر فلان، من می‌گم مرگ بر انگلیس! ما کاری به هیچی نداریم. حالا تو بگو مرگ بر این، مرگ بر اون، چپ، راست، شمال ، جنوب، پایین، بالا... من می‌گم مرگ بر انگلیس. مرحوم آقا می‌فرمودند. و راست هم می‌گفتند.حق با ایشون بود ـ