حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
23پس بنابراین، راه وصول به واقع، اون راه، ملاک است، نه شخص خاصی که اون شخصِ خاص برای انسان اون راه را تبیین کند. این حکم چیه؟ حکم عقلیست و حکم حصولی. بر این اساس، کلام رسول خدا، چرا برای ما حجت است، چون یک: رسول خدا در دعوی به رسالت خودش، صادق است. میگوید که من رسولٌ من اللَه. رسول خدا صادقه. این صداقت را ما از رسول خدا دیدیم. امانت را از رسول خدا دیدیم. حالا اصلا کاری به معجزات و اینها نداریم. اصلا به معجزات کار نداریم. اونها حالا یه بحثهای دیگه داره. ولی از نقطۀ نظر صداقت، شک نداریم که رسول خدا در این ادّعایی که میکند که من نسبت به حقایقِ غیب اطلاع دارم، نسبت به مصالح و مفاسد اطلاع دارم. وقتی که این ادعا را میکند، کلام رسول خدا، برای ما، عقلا میشه حجت. همین مطلب در مورد ائمه هم هست. هیچ تفاوتی نداره. حالا این از نقطۀ نظر عقلی، که این مطلبی که امشب گفتم، خیلی مطلب مهمی بود. خیلی مسئلۀ مهمی بود و جا برای اون مطالب بعدی....
در آیات قرآن هم مگه نداریم؟ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿الطارق، ١٣﴾ وَ مٰا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿الطارق، ١٤﴾ کلام رسول خدا، فصل است. یعنی غیر قابل تردید. کلام فصل، به کلام مائز بین حق و باطل میگن. غیر قابل تردید، غیر قابل شبهه. و ما هو بالهزل، مثل حرفهای شماها نیست که صد من یه غاز هم نمیارزه حرفهاتون! عقلیاتتون توهماته! چه برسه به توهّمات و اعتبارات و تخیّلاتتون! چه برسه به تخیّلاتتون! عقلیّاتتون توهماته!
یا چی؟ آیات قرآن! وَ مٰا آتٰاكُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوهُ ﴿الحشر، ٧﴾! فضولی موقوف! هرچه که پیغمبر میگوید، باید بپذیرید. خب چی را میگه باید بپذیرید؟ چی؟ هرچه را که می[گوید]. ما ءاتیکم الرسول. هر حکمی را که بیان میکند برای شما، هر مطلبی را که میگوید برای شما، چه امر چه نهی، چه خبر، چه انشاء. فلان قضیه اتفاق افتاده و به حکم هم کاری نداره، فخذوه. بگیرید! بپذیرید. این عمل را انجام بده! فخذوه! باید بگیرید! اون عمل را انجام نده! فخذوه! باید بگیرید! چرا فخذوه؟ لإنّه إنّه لقولٌ فصل! کلامش فصل است. خطا ندارد. منطبق با واقع است. منطبق با مخبرٌ عنه است. منطبق با واقع است. منطبق با مخبرٌعنه است. منطبق با مصلحت و مفسدۀ نفس الأمریّه است. وقتی منطبقه، عقل به شما میگوید. اصلا کاری به دین هم نداریم، میگم اگر کافر بودیم! اصلا کافر باشیم. خود کافر میگه باید بپذیریم.

