حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
20حالا اگر یه مسیحی، مثل این، که آدم به این نماز که هیچی! باید سجده بکنه! واقعا این آدم ها رو که آدم میبینه، باید... خیلی این مسائل برای باز شدن فکر ما نسبت به مردم و اجتماع و روانشناسی مردم و روانکاوی مردم، خیلی تأثیر داره. ما خیال نکنیم این مردم بدند. نه! این جوونها بدند. این مردم بدند. اینایی که موشون پیداست بدند، اینایی که یه حرفی....، بدند، نه! همه خوبند، همه از ما بهترند! همه قلبشون از ما بهتره، همه صافترند، همه دارن دنبال فطرتشون میگردند و پیدا نمیکنند کسی را که به فطرت اونها جواب بده. پیدا نمیکنند. برای همینه که این کارها رو میکنند. برای همینه. دارن دنبال فطرتشون میگردند. دنبال عقلشون دارن میگردند. ولی پاسخگو پیدا نمیکنند. پاسخگو پیدا کنند، میرن. میرن به طرفش. مرض ندارند، مرض ندارند. جوون غرض نداره. چه مرضی داره؟ چه غرضی داره؟ اون مرض رو ماها داریم که ریشها مون سفید شده. ماها هزار تا غرض و مرض و تعلقات و دنیا و گرفتاریها و مسائل دیگه تومون هست. جوون تعلق نداره. جوون دنبال فطرتش میره. به دنبال عقلش میره. به دنبال دلش میره. ولی جوابی نمییابد. جوابی پیدا نمیکنه. حالا من یه سؤال دارم میکنم. البته این از نقطۀ نظر اصولی، این صحبتش شده و بحثش شده. اگر یه سؤال کنیم. یه جوان مسیحی که ما در صداقتش شک نداریم، اگر در خودمون شک کنیم، تو اون شک نمیکنیم. در صداقتش، در ضبطش، ضبط مطالب، ذاکرهاش، کلامش، حفظش، اینها اگر بهتر از ما نباشه، بدتر از ما نیست. مگه نیستند؟ همه که فقط ما نیستیم! همه هستند، آدمند دیگه! در صداقتش در ضبطش در امانتش شک نداریم. بیاد بگه من رفتم پیش امام صادقِ شما و در کنار او نشستم و امام صادقِ شما این مطلب را گفت، این برای ما حجت نیست؟ قطعا حجته! قطعا حجته! چرا؟ چون ملاکِ برای پذیرش، اون ملاک در این وجود داره. عبارت از چیست؟ صداقت و عدم خطا، عدم خطای متعارف و ذاکره و امانت. وجود داره. حالا میخواد مسیحی باشه، میخواد یهودی باشه، میخواد گبر باشه، میخواد کمونیست باشه، هرچی باشه. کمونیست باشه. باشه. خدا رو قبول نداره، ولی راست میگه، به ضرر هم باشه... و ما یقین داریم. ما یقین داریم که این، نه. میگه من معاد رو قبول ندارم، اما یهودیها و نصرانیها خب قبول دارند، ولی بر فرض بگه من معاد رو قبول ندارم، ولی به تو خیانت نمیکنم.

