معنای لغوی و اصطلاحی شرع و شارع
7همه دکترند! آقا هرکی سرش درد میکنه، این میگه این قرص رو بخور، این میگه اون علف رو بخور، اون میگه اون چی رو بخور، اون میگه فلان...
یه دفعه مشهد بودیم خدمت مرحوم آقا یه دو نفر آمدند ـ حالا اسم نمیبرم. چون هنوز در قید حیات هستند، ولی خیلی افراد متشخص هم هستند اینها. اگر اسم ببرم، بعضیا میشناسند ـ آمده بودند برای دیدن ایشون و صحبت این ها شد که بله ایشون فشار خون دارند، چی دارن و چربی دارن، هم چربی داشتند هم فشار خون، این چیزها هم داشتند. از این چیزها دارند و این حرفها... ایشون گفتش که: آقا بنده یه چیزی ـ اونم از همین قسم هم شهری که عرض کردم بود! جزء همین محدوده چیزها بوده! نمیدونم چرا اینا اینجوری در میان همه! ـ گفت آقا بنده یک دارویی دارم خدمتتون، این دیگه به طور کلی دیگه اصلا خوب خوب میکنه، اصلا ریشۀ فشار خون را از تنتان میبره بیرون! اصلا دیگه اصلا هیچ اصلا نه فشاری دارید نه چیچی! گفتند خب بفرمایید! ایشون خیلی همچین خودشو جمع و جور کردند و حالا... گفتند: آقا روزی یه حبّه به اندازۀ یه نخود از این تریاک! گفتند: چی آقا؟!!
بعد گفتند: همینمون مونده بود! که آقا تریاکی هم بشه! بعد گفتند که... گفتند که: نه آقا جدی عرض میکنم! اصلا دیگه فشارتان از بین میره! هیچی نمیمانه! فلان است... ایشون گفتند: نه آقا! مردن بهتر است! مردن بهتر است از اینکه دیگه حالا تریاکی هم بشیم! دیگه حالا بگن آیت اللَه طهرانی تریاکی هم شده! گرچه نمیدونم حالا خیلی زیاده! چه میدونم! ولی خب بالاخره اینا به هرکسی نمیاد! آخه بالاخره اینا... خلق اللَه لحروب رجالاً! بله! برا هرچیزی خدا یه چیزی... گفتند نه آقا مردن بهتر است! مردن بهتر است! نخواستیم این... این نسخۀ شما رو نخواستیم! کجا بودیم؟!
مرحوم آقای انصاری، ایشون طبیب هم بودند، از همین طبّ قدیم و اینها، ایشون اطلاع داشتند و بله دیگه داشتیم میگفتیم که خلاصه این ارادتها، اینجوریه همهاش! البته همهاش نه! چرا! صدق و صفا هم گاهی پیدا میشه. یه بنده خدایی از همین دوستان ایشون، این بچهاش مریض میشه. و میاد به ایشون میگه و ایشون نسخه میدن. بعد از چند روز، این فوت میکنه. خب اصلا معلوم نبود که فوت مربوط به این بوده، یا غیر از این بوده. مرحوم آقای انصاری، فرد متبحری هم بوده، وارد بوده ایشون. در دواها، در داروها، فرد واردی بودند. حالا یا اجلش آمده، یا به خاطر جهت دیگهای بوده، نه اینکه حالا به خاطر این قضیه باشه. آقا این شخص میره شکایت میکنه، قضیه رو به دادگاه میکشونه، فلان! خیلی عجیب! عجیب! که چی؟ این آقا، فرزند ما رو کشته! بچۀ ما رو این آقا کشته.

