شرع وفلسفۀ نیاز به آن
19آمدن پیغمبران، آمدن ائمه علیهم السلام، آمدن اولیاء الهی، برای تکامل نفس است از مرتبۀ جهل به مرتبۀ معرفت. برای اینه. برای این است؛ البته در این زمینه، خب، خیلی مسائل اتفاق میافته. ضررهای دنیوی که به جای خودش محفوظه، ضررهای اخروی که به جای خودش محفوظه، اونها هم همه هست. اما عمدۀ برای این قضیه، لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْمِيزٰانَ لِيَقُومَ اَلنّٰاسُ بِالْقِسْطِ ﴿الحدید، ٢٥﴾ مردم به قسط قیام کنند. قسط، یعنی اعتدال. در هر مسئله اعتدال چیه؟ در قضیۀ اجتماعی اعتدال چیه؟ در قضایای شخصی اعتدال چیه؟ در قضایای عبادی اعتدال چیه؟ اعتدالِ در قضایای عبادی اینه که شب تا صبح نماز بخونی؟ نه خیر! این نیست. اعتدال در قضایای عبادی این است که صبح تا شب یه ختم قرآن بکنی؟ نه خیر! این نیست! اعتدال در قضایای عبادی این است که تمام ایام سال را روزه بگیرید؟ نه خیر این نیست! اعتدال در مسائل عبادی این است که ترک خانه و وطن کنید و به غار برای رهبانیت بروید؟ نه خیر این نیست! اعتدال در هر قضیه و قسط در هر قضیه. اعتدال با رفیق، اعتدال با شریک، اعتدال با جامعه، اعتدال با زن و فرزند، اعتدال با دوست، اعتدال با دشمن، اعتدال با ربط با خدا. انبیاء برای این آمدند. پس بنابراین، مسئلۀ آمدن انبیاء، انشاءاللَه تتمهاش در فردا شب، اگر خداوند توفیق بده. خدمت رفقا عرض میکنیم که مسئلۀ قسط چه قضیهایست، مسئلۀ نور چه مسئلهای [است] و در اینجا چه جایگاهی داره؟ آمدن انبیاء و تشریع شرایع الهی، برای این است که انسان از مرتبۀ جهل به مرتبۀ معرفت نائل بشه.
اللَهم صلّ علی محمّد و آل محمد

