شرع وفلسفۀ نیاز به آن
17اگر ما بخواهیم، نه! از این حدّ نماز تراویح بیایم بالا. بیاییم بالاتر. از حدّ نماز تراویح. ما خیلی نماز تراویح تو دلمون داریمها! نظایر اونها، حالا اونا بیچارهها اسمشون بد در رفته. ما هم خیلی داریم. اگر ما بخواهیم از این حد بیاییم بالا. مصالح خودمون را بفهمیم. اونچه را که برامون مضرّه تشخیص بدیم، اگر ما بخوایم از این حد بیاییم بالا، این عقل ما کفایت میکند یا نمیکند؟ ها؟ تجربۀ شخصی ما، تجربۀ شخصی ما، تجربۀ شخصی خود بنده، خود بنده، که پسر ولیّ خدا بودم، ارتباط با اونها داشتم، سالیان سال، دهها سال با اونها بودم، تجربۀ شخصی من، نسبت به این علوم و فلان حوزه هم که در اونحدی که نیاز هست، یه ضرب ضربایی هم بلدیم دیگه. دیگه در این حدّ اقلش. بیاطلاع نیستیم. تجربۀ شخصی بنده این است که بدون دستگیری ولیّ الهی، عقل من به مصالح و مفاسدم نمیرسد. صاف و پوستکنده. این چیه؟ این تشخیص منه. این احساس منه. این وجدان منه. این اون چیزیست که من درک میکنم، احساس میکنم. بقیه هم همینطور.دیگه دو دوتا چهارتاست دیگه. یه خبر میان به شما میدن، شما رنگت قرمز میشه، برمیداری ترتیب اثر میدی؛ بعد معلوم میشه خبر دروغه. اصلا واینمیستی ببینی خبر دروغه یا راسته؟ و ادّعا میکنی که چیه؟ من نیاز به استاد ندارم. یه بچه ما رو گول میزنه آقا جان! یه بچه! یه بچه ما رو فریب میده. یه ظاهر مناسب، فکر ما رو عوض میکنه. یه ظاهر! یه ظاهر فکرمون رو عوض میکنه. اونوقت میگیم ما نیاز نداریم، ما عقلمون کامله، ما احتیاج به هادی نداریم، ما احتیاج به دستگیر نداریم، ما احتیاج به عقل منفصل نداریم. این حرفها چیه؟ بشر امروزه، بشر امروزه دیگر نیاز ندارد، بشر امروز مصالح خود را میفهمه... بله! دیدیم مصالح خود را میفهمه. تظاهرات فلانها رو تماشا کنید! تا اونوقت ببینید بشر امروز، تظاهرات... بلند شید کارهایی که دارن این ور و اونور میکنن برید ببینید. چه اینجا، چه غیر اینجا. ممالک، افراد، کارهاشون، رفتارشون، تصرفاتشون، جایگاههاشون، مجامع عمومیشون، اجتماعاتشون، بلند شید تماشا کنید! تا به اون عقل متکامل اینها پی ببرید! عجب عقلی! ماشالّا! ماشالّا! صد رحمت به الاغ! صد رحمت به الاغ که اقلّاً یه پالون روش بذاری نمیافته. مواظبه این پالون نیفته، نگه میداره بالانس، میذاره این نیفته. صد رحمت به الاغ! اونوقت میگن ما نیاز نداریم، ما عقلمون متکامله، عقل امروز! عقل امروز! خب! به هر جنایتی دست میزنیم، اسمشو میذاریم مصلحت. به هر بیدینی مبادرت میورزیم، اسمشو میذاریم مصلحت. به هر دروغ و خیانت مرتکب میشیم، اسمشو میذاریم مصلحت. آهان! این عقل ماست دیگه! عقل ماست دیگه ماشالّا! این عقل ما!

