شرع وفلسفۀ نیاز به آن
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
خدمت رفقا عرض شد که صحبت و بحث ما به مسئلۀ حجّیّت افعال و اقوال اولیاء اللَه منتهی شد. ـ خواهی نخواهی. ـ که البته این انتهاء به خیر و ختم به خیر بود. چون این قضیه از مدتها پیش، از سالیان متمادی، مورد بحث بود و اخیرا در بعضی از مقالاتی که من میدیدم، ـ حتی در همین حوزه و در غیر از اینجا ـ اعتراضها و اشکالاتی نسبت به این مسئله وجود داشته و وجود داره. که البته بسیاری از اونها به نظر میرسه که جنبۀ مغرضانه داشته. البته پارهای از این اشکالات، مشخصه که از روی عدم اطلاع و آگاهی هست و صرفا بر اساس جهل به موضوع یا جهل به حکم ـ هرکدام از این دو ـ نشأت گرفته. علی کلّ حال، وظیفۀ ما، وظیفۀ پاسخگوییست. هرکسی که میخواد باشه، و از هرجایی که میخواد این مسئله نشأت گرفته باشه، برای ما تفاوتی نمیکنه. و باید صرفا ـ همونطوری که بنده بارها عرض کردم در این مدت به خصوص پس از ارتحال مرحوم والد رضوان اللَه علیه ـ روش من، تا اونجایی که تشخیصم اجازه میداد و تکلیفم اجازه میداد، حفاظت و پاسداری از مبانی اولیاء الهی بوده. و روی همین مسئله، نسبت به بعضی از گفتار و نوشتار بنده، اعتراضاتی هم صورت گرفته. ولکن خدا را گواه میگیرم بر اینکه از این نوشتجات و از این سخنها، چیزی جز پاسداری و حفاظت از مکتب مورد نظرم نبوده و نیست و بر همین اساس هم حرکت میکنم و تا جایی که تکلیف دارم به این مسئله ادامه میدم و وقتی هم تکلیف برداشته بشه، خب دیگه اون موقع مطلب فرق میکنه و تفاوت میکنه. چطور اینکه در کیفیت مسائل و صَرد مطالب، خب رفقا اختلافاتی رو مشاهده میکردند که این اختلافات بر اساس نوع تکلیفی بود که بنده متوجه میشدم. و حالا در کیفیت توجه، و تنبّه، خب اون به طور کلی هر شخصی برای خودش ممکنه حجتی داشته باشه. ولی خود بنده هم نسبت به این مسئله در بعضی از موارد عرض کردهام و در خیلی از مسائل و موارد، جهتش رو عرض نکردم. علی کلّ حال، اونچه را که تا به حال بوده همین بوده که در مرئی و منظر بوده و إبائی هم از افشاء بعضی از مطالب نیست تا اونجایی که اخلاق و شرع و مبانی به ما اجازه بده.

