شرع وفلسفۀ نیاز به آن
14ولی اگر نه، بخواهیم این موقعیت و ظرفیّت خود را بالا بیاریم. از این عالم جهل که غیر از تخیّل و توهّم در ما چیزی نیست، از این عالم جهل بیرون بیاییم. بصیرت نسبت به مجهولات پیدا کنیم. اطلاع نسبت به مخفیّات پیدا کنیم، معرفت نسبت به خلقت و عالم وجود پیدا کنیم. نسبت به مصالح خود اشراف داشته باشیم، مثل اصحاب، نمیگم مثل ائمه. ائمه به جای خود محفوظند. اونها یک چهارده معصومند و یک حکم خاصی دارند. اصحاب خاص اونها: سلمان، مقداد، عمار، حبیب بن مظاهر، این اصحاب ائمه، جابر بن یزید جعفی، معروف کرخی، بایزید بسطامی، بزرگان دیگری از اصحاب ائمه، محمد بن مسلم، خیلی مرد... جابر بن عبداللَه انصاری البته اون هم در یه محدودهای فلان، و اون اصحابی که اونها به اون مرتبۀ از کمال وجودی، در کنار امام علیه السلام، نائل آمدند. به اون مرتبه رسیدند. اگر ما بخوایم به اونجا برسیم، بعد حالا اولیاء دیگر، و افراد دیگر مثل بزرگان از علماء، از اولیاء، از عرفاء، از اون اشخاص مبرّز که خصوصیاتشون هم برای افراد مشخصه، معلومه، مسائلشون برای افراد مشخصه، فرق میکنند با سایر افراد و اینها. و خودمون هم در زندگی خود، در ارتباط با اینها تجربه کردیم. ما از پشت کوه که نیامدیم! ما همه را دیدیم! همۀ اقسام را دیدیم! همۀ اصناف را دیدیم! از پشت کوه که نیامدیم که فقط چشممون به یه نفر باشه. بنده مجالسی را تا حالا شرکت کردم که به احدی تا الآن نگفتم. به احدی نگفتم. نیاز ندارم. از افرادی که اطلاع بر غیب داشتند در همون مجلس. در اینجا و در شهرستانها و در جاهای دیگر. فقط به همین قدر به اجمال میگم. نگفتم و نخواهم گفت. افرادی که طی الأرض داشتند. افرادی که با ارواح در هزاران سال پیش ارتباط برقرار میکردند. بنده در اینها بودم. همۀ اینها را هم دیدم. غیر از اینها هم... تازه! اینی که میگم، این افراد عادی که خب بالاخره در مرئی و منظر هستند که اصلا ما با اینها کاری نداریم. نه! اینهایی که یه قدم بالاتر از این سطح معتاد، دو قدم بالاتر ازاین افرادی که در سطح هستند. بنده با اونها بودم. از پشت کوه هم نیامدم. آدم بی اطلاعی هم نیستم. اونچه را که از صحبت با بزرگان و اولیاء خدا مشاهده کردم، به گردش نمیرسه. یعنی اصلا قابل تصور نیست. اصلا قابل تصور نیست. قابل تصور نیست. یعنی نمیتوانم حد بگذارم که حد معرفتی اینها و حد توان اینها و سعۀ وجودی اونها، نسبت به سعۀ وجودی اولیاء خدا، مثل قطره به دریا بوده. نه اینکه رودخانه. قطره به دریا بوده. برای همین مسئله، ما نیاز به چی داریم؟ ما نیاز به یک فرد خبیر داریم دیگه.یه ولیّ خدا داریم. حالا اون ولیّ خدا میخواد امام معصوم باشه، خب دیگه نورٌ علی نور. یا اینکه در نبود امام معصوم، نائب او که عارف باللَه و ولیّ الهیست؛ این، باید باشه.اگر این نباشه، چطور میشه قضیه؟ مال میره، جان میره، همۀ اینها...

