شرع وفلسفۀ نیاز به آن
18به همین علت، خدای متعال، برای تربیت ما، حالا بگذریم از اینکه نسبت به مسائل آینده اصلا اطلاع نداریم، مطالب و قضایا... مطالبی که جلوی چشممونه نمیفهمیم! حالا بخوایم نسبت به مسائلی که بخواد در آینده اتفاق بیفته، قضایایی که به ما مربوط میشه، مسائلی که به ما مربوط میشه، بخوایم نسبت به اونها عقل ما اشراف پیدا کنه؟ شما عقلتون نمیفهمه پشت این در کیه! میفهمه؟ شما ماشاءاللَه فرض کنید که اعقل عقلائی. گیرم تمام عقل این دنیا را، شش میلیارده، هفت میلیارده، نمیدونم چقدر جمعیت... این عقل این شش میلیارد رو اومدند تو کلۀ شما قرار دادند، خب؟ بگو ببینم پشت این در کیه؟ بگید دیگه! همه رو جمع کردند! همۀ عقلهای دنیا رو اومدند دادند به جناب آقای شیخنا! خیلی خب! بسیار خب! دادند دیگه. حالا که شما این عقل همه را دارید، عقل همۀ افراد ظاهر را دیگه. حالا غیر از اونهایی که به مراتب چیزی رسیدند، نه! همین عقلهای بشر عادی رو همه رو دارید. به من بگید یه سؤال، پشت این درکیه؟ آیا دوست شماست، یا دشمن شماست؟ کیه؟ نمیتونید بگید! این که حیّ و حاضره. حالا در هفتۀ دیگه چه اتفاق میافته، ماه دیگه چه اتفاق میافته، افراد برای شما چه نقشهها میکشن، مسائلی که در دور شما داره چی میگذره، به کدام یک از اینها عقل ما میتونه برسه؟ به کدام یک از اینها؟ صفر! صفر!
اما اون ولیّ خدا، میگه ها! نکن! اون عقل من داره میبینه. عقل تو نمیفهمه. بکن! برو، اینجا رو نرو. این عمل رو انجام بده. اونو انجام نده. اینها چیزاییست که ما فوق این عقل خاکستریه. این سلولهای خاکستری، اینا رو دیگه نمیفهمه. پس بنابراین، برای همین مسئله، برای همین قضیه، گفتند که باید پیغمبر بیاد. و الّا اگر قرار بر این باشه که فقط مردم همین کارهای عادی رو انجام بدن، اینها نیاز به پیغمبر نداره. چند نفر میان میشینن و مجلس درست میکنن و قانون تصویب میکنن، بعدا هم فهمیدن اشتباه میکنن، اشتباهشون رو برطرف میکنن.

