شرع وفلسفۀ نیاز به آن
10ما در کتاب اسرار جلد دو، راجع به خصوصیات ولیّ الهی مطالبی را آوردیم. و گرچه مسئله باز بالاتر از آن است که در اونجا نوشتیم، و اون مقداری را که ما در اونجا نوشتیم، همۀ مطلب نبوده. ولی خب، علی کل حال، به اندازۀ ظرفیّت مخاطب و سعۀ ادراک اهل بصر و بصیرت، مسئله را ما در اونجا ذکر کردیم و به همین مقدار هم مسئله برای خیلی[ها] گران آمد. و موجب اعتراضاتی شد. و نقدهایی شد. چه از خودی و چه از غیر خودی. که این مطالب علی کلّ حال، معلوم نیست که با موازین منطبق باشه. در این مطالب افراط شده، اغراق شده، و در این مسائل باید توضیحاتی داده بشه که البته بنده آماد[ۀ] برای توضیحات نسبت به بعضی از ابهامات بودم در اون موقع، منتها خب، علی کل حال مجالی پیدا نکردم که...و الآن هم در این صدد هستم که بعضی از مواردش که نیاز به توضیح داره، حالا در چاپهای بعدی و اینها، توضیح داده بشه و مطلب بازتر بشه. گرچه بعضی از اون مطالب، در افق وحی توضیح بیشتری داده شد. بعضی از اونها در همین پاورقیهایی که در مطلع انوار آمده، مسائل یه قدری روشنتر شده. ولی علی کلّ حال، جای سؤال بالاخره باقی میماند و ما هم تا اونجایی که توفیق داشته باشیم و مشیّت الهی اجازه بدهد، در همین مسائل، صحبت میکنیم. مقالهای هست مینویسیم، مطالبی هست مطرح میکنیم و نسبت به اون چه را که میگوییم یقین و قطع داریم. مطالبی را که بنده ـ خیلی تکیه میکنم ـ در این چند شب خدمت رفقا، انشاءاللَه عرض میکنم در یک کلمهاش شک ندارم. حالا اشتباه هست، اون در اختیار بنده نیست. ممکن است الآن بنده در شب و روز الآن هم شک بکنم. اون دیگه در اختیار من نیست. ولی من الآن قطع دارم الآن شبه. قطع دارم. همون طوری که قطع دارم که الآن شب است و روز نیست، نسبت به مطالبی که در این زمینه عرض میکنم، قطع دارم و مطالب، مطالب علمیست. از مطالب شهودی در این شبها استفاده نمیکنم، از مطالبی که شنیدهام از بزرگان، در این شبها استفاده نمیکنم، از مطالبی که ممکن است که پایه و اساسش بر اساس ظن و حسن ظن باشه، به هیچوجه، یک کلمه حتی استفاده نمیکنم. فقط و فقط مطالب، بر اساس مطالب علمی و مطالبیست که خود قطع دارم نسبت بهش. و افراد و مخاطبین و همه که این مطالب را میشنوند، باید فقط و فقط دیدگاه علمی را نسبت به اونها داشته باشند. نه دیدگاه گوینده را، حالا بنده باشم یا هرکس دیگه که باشه. شاید بنده در این قضیه اشتباه کنم.شاید در ترتیب مقدمات، در ترتیب ادلّه، خطایی رخ بده، اشتباهی رخ بده، و ما « و ما أبرئ نفسی» از خطا و از زلل؛ فقط و فقط عدم خطا و عدم زلل، این مختص به امام معصوم علیه السلام و ولیّ متّصل به اوست. این دو شخص، از خطا و زلل، البته مسئلۀ خطا را نسبت به ولیّ عرض خواهم کرد که ممکنه بعضی از اوقات خطا سر بزند، که اون خطا چه جهتی دارد. ولی منظور اشتباهه، اشتباه در فهم و اشتباه در تشخیص، در ولیّ وجود ندارد، چنانچه در امام معصوم علیه السلام منتفیست.

