اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها

14699
سال 1432
نسخه عربی

لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • و قد رجوت أن لا تخیّب بین ذَینِ و ذَینِ مُنیَتی

  • فَحَقّق رجائی واسمع دعائی یا خیرَ من دعاه داعٍ و أفضلَ مَن رجاهُ راجٍ.

  • ای پروردگار! من خود را بین این دو مطلب، جایگاه خودم را پیدا کردم و یافتم، پس امید و آرزو و اون خواست واقعی و نهایت تمنای من، این است که مرا سرشکسته و سرافکنده نگردانی. حال که اینچنین است و من جایگاه خودم را در اینجا یافتم، موقعیت خودم را در اینجا پیدا کردم و دیدم که خدای من، یک همچنین خدائیه، اگر خدای ما خدای دیگری بود، مرحوم آقا می‌فرمودند گاه گاهی، باید خدا رو شکر کنیم که خوب خدایی داریم! بریم خدا رو شکر کنیم که خوب خدایی داریم! خوب خدایی! و چقدر واقعا بزرگان همیشه با یک انطلاق صدر و انشراح صدر و ابتسام و امید با مردم صحبت می‌کردند. بزرگان و اولیای خدا، هرکسی می‌رفت پیششون، اون‌ها را سرشار و مالامال از امید می‌دید. از انبساط می‌دید. هیچوقت برای مردم آیۀ یأس نمی‌خوندند. هیچ‌وقت مردم رو ناامید نمی‌کردند. شما در کلمات پیغمبر به خصوص نگاه کنید، در روایات أئمه، می‌بینید امید همیشه در کلمات...، به رحمت خدا امیدوار باشید، به لطف خدا امیدوار باشید، به کرم خدا امیدوار باشید. در عین تحذیر از خطا و ارتکاب معصیت، ولی اون جنبۀ امید همیشه در کلمات بزرگان غلبه داشت. در کلمات اولیاء غلبه داشت.

  • یه کسی آمده بود خدمت امام سجاد و...، مختلفه البته این قضیه، هم راجع به امام سجاد است و هم راجع به موسی بن جعفر. خیلی کارها کرده بود. الآن اگه بخوام بگم، شرحش خیلی زیاده و از مطلب دور می‌افتیم. بعد گفته بود که این در ماه رمضان داشت روزه می‌خورد! من رفتم منزلش. گفتم چرا روزه می‌خوری؟ بعد شروع کرد گفتن، و کارهاشو گفت، من یه همچین مسائلی انجام دادم، چه کردم، و چه قتلهایی رو مرتکب شدم! قتل! بالاترین معصیت کبیره، قتل نفس محترمه. دیگه از این بالاتر نداریم. فَكَأَنَّمٰا قَتَلَ اَلنّٰاسَ جَمِيعاً ﴿المائدة، ٣٢﴾. گفت وقتی که من این‌ها را انجام دادم، دیگه چرا بیام روزه بگیرم؟ گفتم می‌زنم زیر همه چی، دیگه نه نمازی بخونیم و نه روزه‌ای بگیریم و دیگه تا ببینیم چی می‌شه آخر. پس معلومه معتقد بود. معتقد بود به اینکه یه خبری هست، یه فردایی هست. از همون اعوان و انصار هارون و این حرفها بود. موسی بن جعفر فرمودند: که این یأس از رحمت خدای او، از همۀ اون گناهانی که انجام داده، گناهش بیشتره. یأس از رحمت خدا.