لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها
4اگر یزید میآمد پیش امام سجاد و به امام سجاد میگفت من غلط کردم. من غلط کردم. من توبه کردم. هرچه شما بگید، سمعاً و طاعتاً. بیننا و بین اللَه، امام سجاد چه میکرد در اینجا؟ چه میکرد؟ امامه! امام، راهنماست. هادیست. راه مردم را به سوی خدا که نمیبنده. راه رو باز میکنه. بسته به تشخیص خودش، هرجور تشخیص میده. هرجور... امام سجاد میامد به یزید میگفت نه دیگه! هیچ فایده نداره و فلان و فلان؟ بابا امیرالمؤمنین به عمر این حرف رو نزد. حتی به عمر فرمود هنوز راه توبه بازه، و او قبول نکرد. قبول نکرد! قبول نکرد! خب! حضرت در اونجا راه نشون میدن. میگن بسیار خب، تو این کار رو بکن، تو این کار رو بکن. و نظائرش اتفاق افتاده، راجع به حضرت سجاد اتفاق افتاده. بعضی از اشخاص که اینها جزو دربار بنی امیه و اینها بودند و حتی مرتکب قتل شدند و حضرت فرمودند برو دیۀ اونها رو...، اونها رو پیدا نکرد و حضرت فرمودند برو دیهشون رو تو خونهشون بنداز و توبه کن و کردند و آمدند و توبهشون هم قبول شد! اینطور نبوده. نظایر این قضیه اتفاق افتاده بوده.
لذا حضرت موسی بن جعفر میفرماید امید نباید قطع بشه. اگر انسان یأس از رحمت خدا پیدا بکند، این بالاترین گناهه. نکتهای که در اینجا به نظر میرسه این است که واقعا، وقتی که ما خدا را عبادت میکنیم، وقتی که ما در پیشگاه خدا میایستیم، حالا مسئله، مسئلۀ عبادت، عبادت ظاهری هم منظورم نیست، به تکالیف عمل میکنیم، خدا دوست داره ما چطوری باهاش برخورد کنیم؟ یه حالت ترس و فلان و اون یه غول بی شاخ و دم و اونجا وایساده و ما در حال موش و...! وایسیم و ترس و... اینطوری برداریم فرض کنید نماز بخونیم، میگه برو بابا این چه نمازیه؟ برو پی کارت! مگه من اینجا چی چیام؟ صد سال یه همچین نماز رو نخواستم از تو! دستمون شروع کنه لرزیدن و فلان و در قبال خدا وایسادیم و... خدا میگه مگه من ترس دارم؟

