تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف
4تمام اینها به خاطر این هست که ما از حقایق دینی خودمون غفلت کردیم. همهاش به خاطر غفلته. این یار کشیها، این تحزّبها، این بده بستانها، این بکش بکشها، این بر علیه اون، اون بر علیه این، اینا مال کیه؟این مال شیعیانیست که خودمون رو منتسب به همین امام سجاد دارن میکنن. اونوقت این مردم به ما چی میگن؟ این خارجی ها و... به به! بفرما! نگاه کن!
حضرت میفرماید که من خودم را، جایگاه خودم را، پیدا کردم. در میان این وضعیت و ارتباط خودم با پروردگار، پیدا کردم. جایگاه من اینه، تو هم اینی. خب آرزوی مرا برآورده کن دیگه! فقد رجوت. امید دارم. به تحقیق امید دارم. نه معنای رجوت یعنی امید داشتن. یا أرجوا. بعداً امید پیدا خواهم کرد. رجوت، دلالت بر ماضی میکنه. قد هم که آمده روش، مؤکدش کرده، ماضی استمراریِ تحقیقی و واقعی. این مسئله محقق است، این رجا در من محقق و واقعیت دارد که تو مرا سرافکنده و سرشکسته نسبت به آرزویم نمیکنی. فحقق رجایی، حالا که امید من اینه، این امید مرا برآورده کن. این آرزوی مرا برآورده کن. برای تو که کاری نداره. برای تو که کاری نداره.
یه وقتی ما در سر سفره بودیم، اون زمان، مرحوم آقا میگفتند دعا کنید، هرکی که سفره منزلش هست باید دعا کنه. ما در منزل مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه بودیم، گفتند که دعا کنیم. مثل اینکه من یا کس دیگه. یه دعاهایی که خدا چه کنه و فلان و... یه نفر از اینایی که نشسته بود اونجا، بعد گفتش که... واقعا عجیبهها! اصلا بعضیا چقدر تنگ نظرن! اصلا تنگ نظرند! بابا مگه تو میخوای استجابت کنی؟ اینجوری کرد: بابا یه دعایی بکن که اجابت بشه. یه دفعه آقای حداد یا مرحوم آقا ـ یه کدوم از اینا ـ گفتند مگه قراره که تو اجابت کنی که میگی یه دعایی بکن...؟ اجابت رو یکی دیگه میخواد بکنه. برای اونم که فرقی نمیکنه. فرقی میکنه برای خدا؟ برای خدا فرق میکنه که حالا ما دو تا دعا کنیم، یا سه تا دعا کنیم، یا پنجتا، از خدا چند تا چیز بخواهیم، اونا چه مسائلی باشه... وقتی که از خدا میخوایم چرا اون بهتر و بالاترش رو نخوایم؟ که همون رسیدن به مقام معرفت و اتصال به ولایت و حقیقت و تجرّد و توحید باشه. چرا اونو نخوایم؟

