تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف
3بسیاری از بزرگان، در قنوت نماز شبشون، این ادعیۀ خمسة عشر رو میخوندند. و بنده خودم یاد دارم که مرحوم حدّاد، رضوان اللَه علیه، ایشون از این ادعیۀ خمسة عشر خیلی میخوندند. نه اینکه حالا فرض کنید که در نماز. نه، همینطوری نشسته بودند، یه دفعه میدیدیم که دنبال مفاتیح میگردند. مفاتیح میبردیم بهشون میدادیم، حالا نمیدونستیم چکار میخوان بکنن. یه دفعه میدیدیم باز کردند و شروع کردند، همینطوری، یه دعا از دعاهای خمسة عشر: دعای مریدین، دعای محبین، دعای عارفین، یه دعایی از این شروع میکردند به خوندن و... یکی یا دوتا، و بعد میبستند و میذاشتند کنار. اینها میفهمند که حضرت سجّاد در این عبارتها چه مطالبی رو بیان کرده. حضرت میگه مگه میشه کسی در قرب و نزدیکی حریم تو، مأوا گرفته باشه و دنبال این حرف و نقلهای دنیا بره؟ اصلا مگه میشه؟ جدّاًها! جدّاً! خب ما که اون حلاوت قرب ذات پروردگار را نچشیدیم، مثل حضرت سجاد و اولیای الهی که اونها در همون راستا.... اما بالاخره یه چیزکی میفهمیم یه چیزی هست. انقدر رو که میفهمیم که بیخود نگفتند، نخواستند اینها با این عبارتها سر ما رو گرم کنند. یه واقعیتی رو دارن میگن. یه مسئلهای رو میگن. تا کی تو این دنیا مثل کرم دارید تو هم میلولید؟ مثل کرم! این میزنه تو سر اون، اون میزنه تو سر این، این به این تهمت میزنه، اون به این... ای که چی چی چی چی؟ که این بیاد بالا، اون بیاد پایین. ای خاک تو سر همهتون! خاک تو سر همهتون. این دنیای ماست! یعنی واقعا کسی بیاد یه شب، یه دعای امام سجاد رو بخونه، از همین ما، اونوقت بلند میشه فردا این کارها رو بکنه؟ یعنی واقعا، اصلا دیگه خجالت نمیکشه بیاد این کارها رو بکنه؟ دیگه بیاد پشت سر این حرف بزنه؟ دیگه بیاد بر علیه اون مقاله بده؟ دیگه بیاد بر علیه او پشت سر...؟ اصلا خجالت دیگه میکشه که پاشه بیاد یه همچنین کاری انجام بده؟ جدّاً ها!

