عینیت گفتار و رفتار اولیای الهی با حقیقت قرآن و سنت معصومین
6مگه قرار بر این است که هرکی هرچه میگوید ما بپذیریم؟ نه خیر! ما نمیپذیریم! این حرفها نیست! و خب کم کم معلوم میشه که حق کجا بوده و کجا هست دیگه! اینطوری که نمیمونه دیگه. اون چیزهایی که سالهای گذشته ما میگفتیم، بله! و متهم به جهالت و عدم اطلاع و اینها میشدیم، حالا کم کم مشخصه که بی اطلاع که بوده است و مطلع که بوده. انسان باید اون چه را که تشخیص میده عمل کنه. طبق تکلیف الهی. طبق تکلیف الهی.
ما موقعیتمون اینه .امام میفرماید که باید رحمت الهی غلبه کند بر فکر ما و در ذهن ما و بر قلب ما. رحمت الهی باید غلبه کند. و اون را باید بالاتر بدانیم. بالاتر بدانیم از همۀ اونچه را که احساس میکنیم از مظاهر اسماء و اسماء جلال و جمال پروردگار.
آنِ خدای دان، همه مقبول و نا مقبول
مِن رحمةٍ بدا و إلی رحمةٍ یئول
خلقان همه به فطرت توحید زادهاند
این شرک عارضی بود و عارضی یزول
در روایات و در آیات و در کلمات بزرگان، اون چه را که ما احساس میکنیم این مسئله است. بعضیا، امروزه در صحبتهای خودشون، در مقالات خودشون، در نوشتجات خودشون، آمده اند خدا را به دو تعریف شناساندهاند: خدای اهل ظاهر و اهل فقه، خدای اهل عرفان و اهل معرفت.
اینطور اومدند معرفی کردند: خدای اهل ظاهر، خدای بزن و بکوب و جهنم و قهر و کتاب و حساب و میزان و حشر و نشر و کتک و برو و بیا و شلاق و فلان و این چیزها!
نماز بخون، نخوندی پدرتو درمیاریم. روزه بگیر، نگرفتی وسط جهنم. حج برو، نرفتی مار و عقرب و فلان! این خدای اهل ظاهر و چیز.
اینطور آمدند گفتند!
خدای اهل معرفت، خدای رحمت و بخشش و خدای اینها و... توبه کردی قبول میکنیم،
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
شعر چیه؟ این درگه ما درگه نومیدی نیست

