ارتباط اطلاقی و بی قید وشرط خداوند و اولیای او با بندگان
5هنوز حرف نزدهها: درست حرف بزنید!
همین که میخواهد حرف بزند، چهره پیداست. داری دروغ میگویی. داری عوض میکنی. مطلب را داری برمیگردانی. اینجا که دیگر نمیشود ملّق بازی کرد! ملق را برو جای دیگر بزن که خریدار دارد. اینجا خریدار ندارد. خود چهره پیداست که این آدم، آدم حقهباز است. آدمِ... اینها که دروغ میگویند از چشمهایشان پیداست. یک عکس ازشان بردارید، یک فیلم بردارید، چشمانشان یک جوری است! چشمان آدم دروغگو... جراحی پلاستیک هم بکند، باز دروغگو است! هزارتا سرمه هم بکشد، بالا و پایین کند و اینها، باز چشمش دارد میگوید دروغگویی! خیلی به خودت زحمت نده! دروغگویی!
آدم راست هم چی است؟ راست است! چشمش را ببندد، راست است. چشمش را باز کند، راست است. آدم راست، راست... آنی هم که باید...
این مسئله ایست که پاداش همین جا داده میشود. این عمل از نقطۀ نظر جنبۀ ملکوتی این اثر را دارد. همین الآن این اثر را دارد. اثرش واضح است. و اما اینکه میفرمایند برای آخرتت کار کن، خب درست است. به جهت اینکه انسان مآلش آنطرف است. این مسئله صحیح است. اما نه اینکه انسان بخواهد عملی را انجام بدهد برای آنطرف. برای رسیدن به آنطرف. این غلط است. اصلا این عمل غلط است. انسان عمل را برای خصوصیت فعلیّهاش باید انجام بدهد نه اینکه بعدا چه نتیجهای میگیرد.
آن شخصی که میآید و برای یک شخصی کار میکند که سر ماه حقوق بگیرد، خب هر روز، این حقوقش که به دستش داده نمیشود. هر روز کار میکند. هِی روز اول، روز دوم، هِی به انتظار روز سیام است. هِی روز سیام خیلی برایش روز جالبی است. از این روزهای ماه، به این روز سیام همیشه توجه دارد. خواب روز سیام را میبیند. فکر روز سیام را میکند. حرف و نقلش همهاش روز سیام است، نُقل زبانش روز سیام است، آرزویش روز سیام است. همهاش چی؟ روز سیام! چرا؟ چون قبل از روز سیام حقوقش را نمیدهند! اگر حقوق هر روز را همان موقع میدادند، خب این دیگر روز سیام و روز بیستم دیگر فرق نمیکرد. همهاش یکی بود. ولی این یک ماه این بیچاره را در انتظار نگه میدارند، این روز اول کار کند،

