محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
34اینکه عبادت نشد! این عبادت عبید است. این عبادت تجار است! عبادتی که أمیرالمؤمنین به ما یاد داده، آن عبادت، عبادت است. بل وجدتک أهلًا للعبادة. تو را اهل عبادت یافتم. یعنی چی؟ یعنی وقتی نگاه به تو میکنم، خواهی نخواهی میخواهم با تو به راز و نیاز بپردازم، چون غیر تو را نمیبینم. حضرت سجاد میفرماید: یا خیر من دعاه داع، و أفضل من رجاه راج. فحقق رجائى و اسمع دعایى.
یا خیر من دعاه داع، و أفضل من رجاه راج. بل وجدک أهلًا للعباده یعنی این. یعنی من وقتی که نگاه میکنم در این افرادی که در دور و بر من هستند، اینهایی که ما آنها را میخوانیم به اغراض مختلف، به مقاصد مختلف وقتی که میخوانیم، از همه اینها میبینیم اینها یک روز بار زمین میگذارند برای ما. رفیق است، ما اینها را میخوانیم، دو روز اول میآیند سراغ آدم: خب چه امری دارید؟ چه فرمایشی؟
روز سوم میگوید آقا ببخشید من یک جا کاری دارم بعد یک ساعت دیگر میآیم، روز چهارم میگوید دو ساعت دیگر، بعد روز چهارم دیگر گوشی را اصلا برنمیدارند! میگذارد روی سایلنت، خاموشش میکند یا میگذارد روی شماره ... گوشیها هستند شماره دارند، تا شمارهاش میافتد میگوید چی است؟ میگوید مشغول! مشغول است یا خاموش است! اینها هم چیزهای خوبی استها! اینها هم چیزهای خوبی است درست کردند، واسه اینکه یا خیر من دعاه داع را خوب بفهمانند! که تمام اینها که میگویند سلام علیکم، ارادت داریم، همه دروغ و کلکند! یا اینهایی که میآیند میگویند رفیق آدمند البته رفیق سلوکی که اینطوری نیست، آن حسابش فرق میکند همین رفقای دنیایی. همین رفاقتهایی که در دنیا مردم با همدیگر دارند. تلفن میکند آقا چیز نبود!
نبود، در دسترس نبود!
حالا رو میزش استها! میگوید در دسترسش نبود، بغلش نبود ... دروغ دارد میگوید! عرض کردم، کنتور که نمیاندازد! اگه اینجا پیشانی کنتور بود، آدم یک خورده در حرف زدن مراعات میکرد. میگوید آقا ببخشید در دسترس نبود، نبودها ... خیلی هم در دسترس بود، کف دستش هم بود! نه اینکه در دسترس نبود!

