محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
30مرحوم آقا میفرمودند افرادی که میآیند اینجا دو جورند. دو قسمند. بعضیها تمام کارها و برنامهها را تنظیم میکنند، برای اینکه به ملاقات با ما برسند. تا میخواهد بیاید [اینجا]، فورا یک مهمان در میزند میآید [به مهمان میگوید]: خیلی عذر میخواهم، الآن بنده یک کاری دارم، تشریف داشته باشید، میروم و میآیم.
تا میخواهند بیایند، تلفن زنگ میزند، فرض کنید که: آقا شما منزل هستید؟
خیلی عذر میخواهم، ببخشید الآن بنده دارم میروم بیرون، جایی کار دارم.
تا میخواهند بروند جایی، از علیا حضرت مخدره مکرمه مطوله جمیله ایشان میآید و میگوید فلانی! کجا داری میروی؟ دو دقیقه است آمدی اینجا ...
صبر کن الآن من میروم کار دارم و میآیم و کار لازم است و بعد میآیم با هم چه میکنیم!
تا میخواهد ... این مسائلی که هی فورا جلو میآید و پیش میآید، یکی یکی کنار و اینها میزند.
بعضیها هستند همین که میخواهند بیایند مهمان میآید.
رو دروایسی، مهمان بد است دیگر بیاید ما نیایم دیگر!
مهمان میآید و .....
خب حالا با این مهمان هستیم و یک ربعی پیشش هستیم و خلاصه چیز میکنیم و بعد که دلش را به دست آوردیم، میگوییم که یک جایی قرار داریم.
میآید اینجا میماند و فوری در میزند یکی دیگر میآید و آن میزند و چایی میآید و آن میزند که بد است و خانم میفرماید که: ا! کجا داری میروی؟ ا زشت است خیلی زشت است ... تو که هر روز آقا را میبینی، تو که شبهای سه شنبه داری میروی تفسیر آقا گوش میدهی و داری چکار میکنی و .... آقا وقت فوت میشود و یک وقتی بلند میشود میآید که دیگر جلسه نیست. ترجیح داده، ترجیح داده، ترجیح داده، به اینجا که رسیده، تمام شد!
ایشان میفرمودند افراد دو دسته هستند. افرادی که در ضمن این روایت میفرمودند افرادی که برای رسیدن به دنیا، همه چیز را کنار میگذارند که به دنیا برسند. و افرادی که برای رسیدن به آخرت، همه دنیا را کنار میگذارند که به آخرت برسند.

