محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
3خب مشخص است که چرا ما حیاءمان نسبت به این مسئله کم است؟ شرممان کم است؟ اگر شرم و حیاء داشتیم، خب طبعا ناسپاسی نمیکردیم. و قدر و منزلت مولای خود را زیر پا نمیگذاشتیم. اینها به خاطر این است که ما حیا و شرم نداریم. و بندگانی هستیم که آن لطف و غلبه رحمت پروردگار، بر ما حاکم شده، و آنچنان که باید، خود را در قبال پروردگار مسئول احساس نمیکنیم.
البته بنده باید این نکته را در اینجا تذکر بدهم که حالا اشکال ندارد، نه اینکه اشکال ندارد، اشکال دارد، هرچه باشد، انسان در قبال عنایت و لطف پروردگار، اصلا نمیتواند خلاف کند و خدای خودش را وقتی که ببیند، محبتش را وقتی که ببیند، نزدیکی او را وقتی که با خود احساس کند، بهترین کسی که میتواند در دنیا و آخرت دستگیر انسان باشد. یک نفر در این دنیا دو روز که به درد ما میخورد، ما صبح تا شام کاری انجام میدهیم که او را از خود رنجیده خاطر نکنیم. اینطور نیست؟ چون بهش نیاز داریم. برای کارمان بهش نیاز داریم. برای شغلمان نیاز داریم. برای موقعیتمان بهش نیاز داریم. مبادا حرفی از ما سر بزند و به گوش او برسد، مبادا نمّامی، بیاید و از طرف ما نمّامی کند. مبادا کنایهای به گوشش برسد. آنچنان سعی میکنیم، دقت میکنیم در عبارات، در چیزها ... خیلی خلاصه!
دیدید بعضیها میخواهند بروند خواستگاری؟ هان! وقتی که میخواهد برود خواستگاری دیگر در یک مجلس چه جملات چرب و نرم و شیرین و فلان و بَه بَه و چَه چَه و ... ما از این چیزها زیاد دیدهایمها!
نمیدانم تعریف از چی و فلان و مبادا بخواهد مسئلهای اتفاق بیفتد و خلاصه قضیه بخواهد به هم بخورد و چه بخورد و خلاصه خیلی در این ... اما همین که دفتر امضا شد و آن شد خانم ایشان و این هم شد شوهر، مسئله ثبت شد، صد و هشتاد درجه قضیه برمیگردد!

