اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محوریت حق و ولایت در زندگی سالک

14603
سال 1432
نسخه عربی

محوریت حق و ولایت در زندگی سالک

5
  • این مسئله، مسئله‌ای است که برای ما مهم است. یعنی از نقطه نظر رشد نفسانی و رشد سلوکی، مهم است که انسان از این‌گونه مسائل دور باشد. از این‌گونه مطالب دور باشد. آن‌وقت همین که مطلب تمام می‌شود، چهره عوض می‌شود دیگر مشکل نیست‌ها! دیگر مطلب نیست چهره عوض می‌شود، و آن‌چه را که ما فی الضمیر هست، نمود پیدا می‌کند و بیان می‌کند. این‌ها را می‌گذارد برای آن موقعی که این دفتر دیگر امضا بشود. یا این که فرض بکنید که فلان مشکلش حل بشود. گرفتاری دارد، هی تعریف، تمجید از فلان شخص و اینها همین که گرفتاری‌اش به واسطه او رفع شد، می‌رود که دیگر خبری از او نیست!

  • یا این که فرض بکنید که یک طلبی دارد، یک خواستی دارد، یک تقاضایی دارد، هان؟! آدم احساس می‌کند، این چیزها را احساس می‌کند دیگر. تعریف از انسان، تمجید از انسان، فلان و این چیزها.

  • یک وقت یکی بود، یک شخص غریبه‌ای هم بود. به یک مناسبتی آشنا شده بود. ما دیدیم این هر جا می‌نشیند، هی شروع می‌کند از ما تعریف کردن و فلان و این چیزها. هی شروع می‌کند: چه آقای خوبی است، چه فلان است، چه خوش اخلاق است ...

  • ما گفتیم ما که کاری نکردیم! این تعریف ... ببینیم این آخرش چه می‌شود؟ می‌گویند شاهنامه آخرش خوش است! ببینیم این آخرش چی درمی‌آید! گفت: سلام لر بی طمع نیست! سلام روستایی بی طمع نیست.

  • یک مدت گذشت و دیگر من احساس کردم یعنی یک کمی ارتباطم کم شد خواهی نخواهی، و وقتی آن احساس کرد دیگر شاید من خیلی تمایلی نداشته باشم برای ادامه این ارتباط، آمد و شروع‌ کرد این خلاصه سر این فصل نامه‌اش و این چیزش باز شد و: آقا نمی‌دانم فلان جا گرفتاری داریم، آقا آنجا چی داریم، آقا بانک فلان قرض داریم، آقا نمی‌دانم این و فلان و برای ما یک طوماری برداشت باز کرد و بله اینطور و فلان.