محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
4شما آن روز این حرف را زدی، مقصودت چی بود؟
به من این بیاحترامی کرده!
بنشین سر جایت!
نمیدانم فلان ...
همین که یک دفتر امضا شد! بابا چطور این حرفها تا دیروز نبود؟ چطور این مسائل تا دیروز نبود؟ چطور این حرف و نقلها تا دیروز نبود؟ پس تا دیروز فیلم بازی میکردید دیگر! فیلم بود، تئاتر بود! تئاتر! تئاتر یعنی چی؟ یعنی فیلم! این هنرپیشهها هستند، وقتی که به یک نقش درمیآیند. یعنی نقش خودشان را به عنوان فلان مرد، یا فلان زن به طوری که چه شخصی هستند کنار میگذارند، یک شخصیت دیگری را به خود میگیرند. حالا تا چقدر نزدیک به آن شخصیت باشند آن یک حرف دیگر است. و آن شخصیت، شخصیتی است که این دارد رفتار و کار او را انجام میدهد و اصلا آدم باور نمیکند که این آدم خوش اخلاق الآن چطور بداخلاق شده ... یا ...؟ فیلم بازی میکنند دیگر. فیلم. بعضیها اصلا تمام زندگیشان فیلم است. از صبح که از خواب بلند میشوند فیلم هستند، این آپارات این چی است؟ این دستگاه فیلمبرداریشان را این را راه میاندازند تا شب که میخواهند بخوابند، تقریبا هجده ساعتی، حالا بستگی دارد چقدر ... این هجده ساعت فیلم دارد ضبط میکند، با مردم دارد فیلم بازی میکند، تئاتر دارد بازی میکند، نقش دارد بازی میکند. هیچ وقت در نقش خودش نیست. فقط به دنبال این است که مردم نسبت به او چه بگویند. مردم نسبت به او چه قضاوت کنند. مردم نسبت به او چه نظری داشته باشند. فقط و فقط به دنبال این هستند. اینها بدبختترین آدمِ روی زمینند! از این آدمها بدبختتر نیست. کسانی که به دنبال این که خودشان چه بشوند و چه هستند و چه خواهند شد نیستند. فقط مردم نسبت به آنها چه نظری داشته باشند. این آنها را اشباع میکند. سیر میکند. این ... تئاتر دیگر! تئاتر! اسمش را تئاتر بگذارید.

