محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
38خب باز هم یک گلی به جمالشان که اقلّا این مقدار را ابراز لطف فرمودند و قدح عدالت اولیاء الهی را نفرمودند مثل بقیه! بله، چیزهایی ... بگذریم که دیگر حالمان خیلی [بد] میشود از این مطالبی که شنیدیم و دیدیم که ... بله ...! آقای بهجت این قضیه را به مرحوم قاضی میگویند. مرحوم قاضی میفرمایند که نه! این مربوط به افراد عادی است که اینها سعه محدود دارند. بروید به ایشان بگویید که آیا شما وقتی که دارید با یک شخصی صحبت میکنید، یک بچه هم بغلتان است و یک کاسه ماست هم در دستتان است، آیا صحبت کردن با این، باعث میشود که از این دوتا منصرف بشوید، بچه از دستتان بیفتد؟ کاسه ماست هم برگردد؟ یا نه؟ در آن واحد، هم دارید با این صحبت میکنید، هم مواظب بچه هستید، هم کاسه ماست، هم فرض بکنید که خودتان را روی پا نگه داشتید، این ارادههای متفاوت، نسبت به مصادیق متفاوت در آن واحد دارد الآن در شما ظهور پیدا میکند. چه اشکال دارد که یک نفر که به مقام جامعیت رسیده باشد، بتواند از یک کلام در آنِ واحد، معانی مختلف را قصد کند؟
آقای بهجت میگفتند، بنده بودم که داشتند برای مرحوم والد نقل میکردند، میگفتند که من آمدم پیش آقای خوئی و این را نقل کردم. فردایش گفتم که آقا این اشکال است!
ایشان گفتند: این حرف تو نیست! کی به تو گفته؟ این حرف، حرف تو نیست!
گفتم: این حرف آقای قاضی است!
گفتند: بله، این حرف مال ایشان است! این مربوط به تو نیست! تو این به نظرت نمیآید! و ایشان دیگر چیزی نگفتند و نسبت به این قضیه ایراد و اشکالی دیگر نکردند.
لا یشغله شأن عن شأن. این مقام مقام ولایت است. این مقام مقام امامت است. که در مقام امامت، التفات به یک مطلب، موجب انصراف از مطلب دیگر نمیشود. امام زمان علیه السلام و ارواحنا فداه، الآن واسطه فیض الهی است. واسطه فیض الهی یعنی چی؟ یعنی تک تک موجودات عالم وجود ما سوی اللَه یعنی نسبت به مجردات و غیر مجردات، تمام آنها تا نظر امام علیه السلام بر کیفیت ایصال فیض، از آن مبدأ فیاض به او نباشد، در دم معدوم است! این معنا، معنای واسطه است. چه نسبت به وجود اول، چه نسبت به وجود ثانوی، فیض ثانی، ثالث، همینطور، صفات مختلفه، اسماء مختلفه کلیه که اینها همه نزول پیدا میکند. در هرچه. شما یک نفر را در نظر بگیرید. یک نفر در حیثیت اولیه فردی است که حی است. وجود دارد. این وجودش تا اراده امام زمان بر وجود او نباشد، او در دم میشود عدم. یعنی الآن فرض کنید که سرور معظم آقای آسید محمدِ ... که در اینجا حضور دارند، این اگر یک لحظه نظر امام علیه السلام بر وجود ایشان نباشد، دیگر من ایشان را دمِ این ستون نمیبینم! ا! کو؟ کجا رفت؟ پس اینکه الآن من دارم میبینم، به خاطر این که نظر امام علیه السلام بر وجود، نفس وجودِ ذی جودِ این سید اولاد پیغمبر، الآن تعلق گرفته. این یک. این مربوط میشود به وجود اول. حالا برویم سراغ وجود دوم که سرتان سوت برمیدارد حالا. دوم، تا نظر امام علیه السلام بر مشاعر ایشان تعلق نگیرد، که گوش ایشان بشنود، ایشان صدای مرا نمیشنود. این دو. سوم: تا نظر امام علیه السلام بر چشم ایشان تعلق نگیرد که صورت و سیمای بنده را نبیند، نمیبیند. چهارم: تا نظر امام علیه السلام بر فکر ایشان که این را بشنود، نظر امام بر اینکه بفهمد، یکدفعه نگاه میکنی میبینی همین یکی را تا او نخواهد، هیچ کدام از این صفات و اسماء جزئیه در ایشان تحقق پیدا نمیکند. ایشان چند نفر است؟ یکی! این را شما ضربدر شش میلیارد نفر کره زمین کن. کره زمین را ضربدر کهکشانها کن. کهکشانها را ضربدر همه آسمان کن. بعد اینها را، همه [ی] مجردات را به حساب بیار. آنوقت میفهمی معنای ولایت امام زمان چی است! یعنی هر پلکی که دارد الآن زده میشود. هر ذرهای که در کل عالم وجود، مجرد و غیر مجرد دارد میرود، این نفس وجودش، به وجود و نفس امام زمان علیه السلام است. این معنا، معنای چی است؟ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ. آن لا تأخذه سنة و لا نوم مربوط میشود به امام زمان. آن لا یشغله شأن عن شأن مربوط میشود به امام زمان. این معنا!

