محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
37یکدفعه تلفن زنگ زد، میگفت عمویمان بود، گفت همین الان درست شد، امضا شد! بدون هیچ علت و دلیل، امضا شد. یعنی همینی که میگفت نه، شروع کرد امضا کردن! ا ا ا! خود او مانده بود! خود آن که روابط داشت در این مسائل، مانده بود! که اینکه الآن دارد میگوید که این نمیشود، بعد میگوید بده بده!
عجب! این چه بساطی است! این چه داستانی است؟!
این میشود ولی خدا!
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ. مرحوم آقا در کتاب روح مجرد چی آوردند؟ به آقا سید ابراهیم کرمانشاهی فرمودند: اولیاء خدا خواب و بیداری ندارند. مگر نگفتند؟ این را هم بنده دارم میگویم؟ گفت همین الآن امتحان کنید! گفت آخر حیف نیست امتحان کنیم؟ فردا سر سفره آقای حداد گفتند: بعضیها میگویند اولیاء خدا خواب و بیداری ندارند. این دست خداست، دست ما نیست، که به هر کس که میخواهد میدهد.
بفرمایید! این همان است که میگوید هر لحظه، در خواب باشم، جوابت را میدهم. در حال غذا خوردن باشم جوابت را میدهم، در حال مجلس و صحبت کردن با افراد هم، جواب تو را میدهم!
لا یشغله شأن عن شأن. این را میگویند مقام جامعیت. در مقام جامعیت ولایت، انصراف از حیثیت به واسطه انشغال با حیثیتی دیگر، نیست. در آنِ واحد. این بحث را اصولیین دارند دیگر. که در آنِ واحد، آیا انسان میشود که از یک کلام، دو معنای مختلف را قصد بکند یا نه؟ خب به حسب ظاهر نمیشود. چون هر کلمهای، یک مفهوم نفسی دارد و یک کلام نفسی دارد و اراده انسان به هر کلامی، اقتضا میکند که یک کلام نفسی مترتّب بر او، از او قصد بکند. خب این یک مسئلهای است که بین اصولیون است.
مرحوم آقای بهجت رحمة اللَه علیه ایشان این مطلب را در مجلس آقای خوئی شنیده بود. یعنی بحث چیز بود که ... و نظر ایشان هم همینطور بود. نظر آقای خوئی هم مثل بقیه اصولیون اینطور بود. خدا رحمت کند. آقای خوئی به مرحوم آقا میفرمودند: ما مثل دیگران قادح عدالت اولیاء و عرفاء نیستیم!

