محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
25خب امروز شب شد، رفتیم خانه!
دوباره فردا میآید، استارت میزند، دوباره پشت میز مینشیند، دوباره میرود سر چیز ... دوباره تا شب ... همهاش به امید چی؟ فردا بیاید، دوباره به امید پس فردا بیاید، به امید پس آن فردا، هفته دیگر بیاید، ماه دیگر، دیگر تا روز سیام میرسد، دیگر کمکم اشتیاقش خیلی میرود بالا و قلبش شروع میکند تاپ تاپ تاپ! همینطور دارد وعده دیدار نزدیک میشود! موعد وصال! وصال و رسیدن به چی؟ به این زحمات یک ماهه! دارد همینطور نزدیک میشود و نزدیک میشود! دیگر روزهای آخر خواب ندارد، همهاش خواب میبیند دارد پولها را میشمارد یکی یکی، بَه بَه بَه بَه!
همهاش چی است؟ روز آینده! به آینده دارد فکر میکند. اما در اعمال و رفتار انسان، این معنا ندارد. این قضیه معنا ندارد. نمازی که دارید میخوانید، اصلا معنا ندارد به این فکر باشد که این نماز به حساب روز قیامتتان نوشته بشود. روز قیامت یعنی چی؟ همین الآن، نمازی که میخوانید همین الآن این یک اثری بر شما دارد. به روز قیامت ... حالا روز قیامت نباشد یا باشد. روز قیامت باشد یا نباشد.
من که دیدار توام امروز حاصل میشود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم؟
امروز من دارم ...
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق!
نیست فردا گفتن از شرط طریق
همین الآن! همین الآن!
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی ... ببینید! همه اینها دارند ما را به همین وضعیت فعلی سوق میدهند. نه به امید آینده. خیلی تفاوت است که انسان در تفکرش و مرامش، امید به آینده باشد، بدون ملاحظه موقعیت فعلی؛ یا اینکه در تفکرش همیشه حال باشد، همیشه در حال است. همیشه در موقعیت حال دارد حرکت میکند و آن نشاط را در وجود خودش دارد احساس میکند. و به فرموده کلام أمیرالمؤمنین علیه السلام که: لم أعبد ربّاً لم أره.1 الآن من دارم خدا را میبینم. الآن دارم ... نه به امید بهشت، و نه از ترس از دوزخ آینده؛ الآن! بل وجدتک أهلًا للعبادة فعبدتک.2 این عبادت، عبادت احرار است. عبادتی که از آینده بیرون آمده. عبادتی که از توقع به آینده خارج شده. این عبادت. عبادتی که خودش را از تعلق به آینده بیرون کرده. آدم حر، چه آدمی است؟ آدمی که به هیچ چیز تعلق ندارد. در آینده چه وعدهای به او داده میشود. در آینده! فردا چه میخواهند به او بدهند؟ حالا آمد و فردایی هم نیامد!
- الكافى، ج ١، ص ٩٨: ... ما كنت أعبدُ ربّاً لم أره ....
- ٢. عوالى اللئالى، ج ٢، ١١.

