اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محوریت حق و ولایت در زندگی سالک

14603
سال 1432

محوریت حق و ولایت در زندگی سالک

12
  • در زمان مشروطه، مسئله مشروطه، اینطور بود. یعنی یک عده بودند آمده بودند می‌گفتند حکومت باید بر اساس همین نظام سلطنتی باشد، خود سلطان همه کاره است و عزل می‌کند و نصب می‌کند و وکیل تعیین می‌کند و چه می‌کند و اصلا به طور کلی همه کارها به دست اوست. خاقان دیگر! در کتاب‌ها ندیده‌اید؟ خاقان بن خاقان بن خاقان بن فلان بن ... این چرت و پرت‌ها! همه کارها دست یک نفر. خب این خلاف است. این نظام، نظام باطل است. در قبال، افرادی بودند که می‌گفتند حرف، حرف مردم است. هرچه مردم بگویند. مشروطه. مشروطه. خب هم این باطل است، هم آن باطل است. هم این یک نقاط ضعفی دارد، هم این یک نقاط ضعفی دارد. هر دوی این‌ها در قبال هم هستند. مرحوم آقا می‌گفتند: یک نفر نیامد بگوید اسلام. هم نظام سلطنتی مردود است، هم نظام مشروطه مردود است، اسلام باید ببینیم چه حکم می‌کند. اسلام. اسلام این نظام را به دست چه شخصی سپرده است و این عَلَم را به دست چه شخصی داده؟ هان؟ اسلام باید ببینیم چی می‌گوید؟ اسلام می‌گوید: باید علم به دست امام معصوم باشد، یا افرادی که متصل هستند به معصوم. سلمان! بَه بَه بَه! عَلَم باید به دست سلمان داده بشود. و در مراتب بعد، خب البته مسائل دیگری مطرح می‌شود و مبانی در این‌جاها هست که به خواست خدا اگر توفیق باشد ان‌شاءاللَه این‌ها را در مطالبی که در نظر داریم مطرح خواهیم کرد.

  • ولی در این نقطه، اینطور نیست که در اینجا یک جور می‌گوید و آن طرف یک جور می‌گوید. مثل این‌که شما بگویید حالا بلا نسبت، بلا نسبت خوارج و أمیرالمؤمنین می‌گویم بلا نسبت البته این‌ها دو شیوه هستند، دو روش هستند. هر کدام از این روش‌ها طرفدارانی دارند. آن خوارج طرفدارانشان آن‌ها هستند. این‌ها هم طرفداران علی هستند اینطرف. نه نه! آقا یکی باطل است! خوارج باطلند و علی حق است! و طرفداران او، بر حق هستند. اینی که دو شیوه هستند، این تعبیر تعبیرِ غلط است نسبت به این مسئله. بله، خوارج را با معاویه می‌خواهید مقایسه کنید، این مسئله در آن‌جا می‌آید که هر دو بر باطلند. هم خوارج بر باطلند و هم معاویه بر باطل است. و آن ... اما این‌که یک شخصی بیاید بگوید مثل ابوموسی اشعری ما دیدیم که در امت اسلام اختلاف افتاده است، اختلاف افتاده است، یک دسته به دنبال معاویه، یک دسته دیگر به دنبال علی، ما کناره‌گیری کردیم که خونی ریخته نشود. غلط کردی! اختلاف در امت اسلام چیست؟ برو ببین حق کجاست؟ صحبت صحبتِ خون و خونریزی نیست، صحبت حق است! هر جا حق بود، برو تو عَلَمت را در آن‌جا در زمین بکوب. گفتند برخیز، باید برخیزی. گفتند برنخیز، نباید برخیزی! حق کجاست؟ حق را باید دنبالش رفت. در زمان علی، حق در محوریت أمیرالمؤمنین علیه السلام بود. می‌فرمود: بروید، می‌بایست بروند. در زمان امام مجتبی علیه السلام، حق بر محوریت امام مجتبی علیه السلام بود. حضرت فرمودند: نروید! با مسائل و جریاناتی که پیش آمد. خب باید چه کرد؟ باید رفت؟!