اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن

14808
سال 1432
نسخه عربی

پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن

4
  • این مسئله خیلی عجیب بود که ما در زمان مرحوم آقا حتی در زمان مرحوم استادشان این قضیه را مشاهده می‌کردیم، افرادی که می‌آمدند در آنجا بعضی‌ها بودند می‌گفتند که عجب! این چقدر مرد نورانی است، چقدر مرد بزرگواری است، دلشان باز می‌شد. یکی می‌گفت این همانی است که می‌گویند آقای طهرانی؟ این است؟ این همان است؟ این است اینقدر سر و صدا کرده؟ ما که چیزی واللَه نفهمیدیم! چیست اینقدر بقیه خوششان می‌آید؟ از چی چی خوششان می‌آید؟ می‌گفتندها، از چه چیزش خوششان می‌آید؟ ما که چیزی نفهمیدیم.

  • یک دفعه با ایشان در همین قم رفته بودیم جایی، دو سه‌تا طلبه آنجا بودند، یکی از اینها خیلی بی‌ادب و بی‌تربیت بود خیلی بی‌تربیت بود، آهسته این رو کرد به آن، گفت این کیست؟ می‌شناسی؟ بعد آن یکی یواش یک عبارت عربی خواند، واقعا خیلی بی‌ادبانه! نمی‌گویم، خیلی بی‌تربیت، من نگاه کردم عین کلام پیغمبر را در آنجا اصلا مجسَّم دیدم، اصلا انگار این رسول خدا در اینجا نشسته و همان جریان تکرار شده است، عبارت خیلی چیزش این بود، آن خیلی حرف بی‌تربیتی زد، ولی عبارتش این بود که به هیکل نگاه نکن هیچی توش نیست هیچ خبری نیست و فلان و این حرفها، خب در حالی که اصلا اسم ایشان [را] هم نمی‌دانست، ولی یک نگاه که می‌کند خودش را می‌بیند، نیست اولیاء خدا صاف هستند، پاکند آینه هستند، این وقتی یک نگاه به آن می‌کند، آن ولی آنی را که او دارد نشان می‌دهد به خودش، هر چی خود .....! ولی همین سه‌تا چهارتایی که بودند یکیشان بود، من نگاه کردم دیدم از حرف این خیلی ناراحت شد، با هم رفیق بودندها، با هم آشنا بودند، اما وقتی که او نگاه کرد خیلی ناراحت شد و گفت وقتی که نمی‌شناسی صحبت نکن، حرف نزن، تازه این هم ناراحت شد چرا این دارد اعتراض می‌کند، می‌خواست تاییدش هم بکند، حرف نزن.