ولایت محور دین وحقیقت شریعت
7این خوب نیست، این روش روش بسیار بدی است، بسیار قبیح، که انسان با زبانش با مردم بازی کند، این کلک است، با زبانش مردم را بچرخاند، اسمش هم میگذارند خوشزبانی! خیلی بد است، بسیار کار کثیفی است، بسیار کار وقیحی است، خوش زبانی یعنی چی؟ آدم باید قشنگ صحبت کند بیتربیت [ی] نباید صحبت بکند، بیادبانه نباید صحبت بکند، ولی متملقانه هم نباید صحبت کند، تملق یعنی چی آقا؟ بین رکگویی و سخن سنجیده گفتن و باادب گفتن و حرف حق را زدن منافاتی ندارد، که انسان هم مطلب حق را بگوید و هم مودبانه بگوید و با نزاکت بگوید ولی نه آنچه که خلاصه خودش قسم دیگر است جور دیگری بیان کند، به جهت اینکه همیشه که اوضاع و احوال یک جور نمیماند یک دفعه میبینیم مطلب برخلاف خواست انسان انجام شد، آن وقت اینهایی که اصلا در آنها [فقط] تملق و زبانبازی و پرداختن به کلمات و این عبارتها، برای فریب افراد [بود] آنجا دیگر نمیتوانند آنچه را که در دل دارند [مخفی کنند] چون برخلاف انجام شده، آنجا دیگر میبُرند [و] آنچه که در دل است بیمحابا بیان میکنند، ها!.
خدا هم پیش میآورد. اما آن کسی که نه، فرض کنید همانطوری [که هست خودش را نشان داد] خلاف هم شد یک کمی حالا عبارت فرق میکند نه اینکه حالا عبارت یکدفعه صد و هشتاد درجه فرق کند، تا امروز شرم حضور دارم خدمتتان، فردا شما غلط کردی این کار را کردی! ا چی شد؟ تو که دیروز میگفتی خدمتتان شرم حضور دارم! حالا [میگویی] غلط کردی؟ بابا نه آن شرم حضورت را بگو نه این را بگو، هیچکدام، یک روش [را داشته باش.]
مومن حرّ است مومن کلک نیست، مومن حقهباز نیست، مومن با ادب و با نزاکت، با افراد برخورد میکند، بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه، با مردم میخندد، ابتسام دارد، تبسم دارد، و رعایت افراد را میکند، و نه اینکه در این رعایتها مصالح خود را در نظر دارد و به اسم رعایتِ افراد، جا بزند، نه! اینکه کلک است، نه رعایت هر فردی را میکند رعایت اشخاص را میکند، حقهبازی هم نمیکند، حرفهای قُلُنبه و سُلُنبه هم نمیزند، با عبارتهای فریبنده افراد را جذب نمیکند که بگویند خوب است و فردا یک دفعه یک اخلاقی نشان داد طرف هنگ کند بگوید ا ا او چی بود این چی بود؟ آن حرف دیروز چی بود آن کار امروز چی بود؟ یک روش متعادلی دارد، اولیای الهی اینطوری که ما دیدیم این بوده، حالا کسی چیز دیگر دیده بنده اطلاعی ندارم، آنی که بنده دیدم، در روششان در رفتارشان یک روش داشتند، یک حرکت داشتند، یک نَسَق داشتند یک سیاق داشتند، البته با هر کسی یک جور خاص خودش را بودندها، با هر کسی یک قسم برخورد میکردند با یک شخصی برو گمشو غلط کردی هم میگفتند شوخی نداشتند ولی حالشان یکی بود، اهل تملق و جملهسازی نبودند، اهل گول زدن و فریب دادن و اینها نبودند، افراد تا آنها را میدید [ند] میشناخت [ند] به اصطلاح به آن شاکلهشان و اینها میرسید [ند] اینها همین هستند ظاهرشان باطنشان، وضعیتشان همین است.

