ولایت محور دین وحقیقت شریعت
3نور وقتی که به ابرو میخورد به واسطهی سیاهی ابرو بیشتر جذب میکند و کمتر پس میدهد به همین لحاظ در صورت کدر است، ولی وقتی که همین به گونه و پیشانی میخورد این بیشتر بازدهی دارد و کمتر جذب میکند و از این نقطهی نظر شفافتر است. به واسطهی اختلاف در جذب و بازگشت نور است که آن صفحهی حساس عکاسی هم به همان میزان آن رنگهای مختلف را در خود ترسیم میکند و شما از رنگهای مختلف میتوانید به چهرهی یک فرد اطلاع پیدا کنید، البته این را هم در نظر بگیریم که در پس هر چهرهای یک حقیقتِ نهفتهای وجود دارد، فقط مسئله مسئلهی تصویر نیست و از صورت است که انسان میتواند به سیرت پی ببرد. از صورت، انسان میتواند به آن شاکلهی افراد پی ببرد، از چهرهی یک شخص، میتواند انسان به آن نکات مرموز پی ببرد. بر حسب بصیرت و بینشی که شخص نظرکننده دارد، ممکن است که اینها را نشان یک شخص بدهند و هیچی نفهمد و فقط یک صورت ظاهری بفهمد، ولی همین صورت را نشان فرد خبیری بدهند هزار معنا از او دربیاورد، هزار معنا دربیاورد.
فلهذا این قضیه برای خودش یک عالمی دارد که چگونه صورت و چهره [با] خصوصیات باطن تغییر پیدا میکند، شما دو چهرهی یکسان ندارید، چهرهی امروزتان با دیروز متفاوت است، یعنی اگر یک صورت از دیروز در صفحه داشته باشید امروز صورت دیگری را داشته باشید، این دو با هم متفاوت است گرچه وقتی به [آنها] نگاه میکنید هیچ تفاوتی را مشاهده نکنید، حتی شما یک صورت واحد در دو دقیقه ندارید، هر دقیقهتان یک صورت خاص به خود را دارد که حکایت میکند از یک معانی که در ضمیر و نفس شما گذشته است. وقتی نیت بدی دارید اگر از شما تصویری شخصی بیندازد به آن نیت بد میتواند اطلاع پیدا بکند در حالتی که اگر همین را در کنار افراد قرار بدهید هیچ اطلاعی از این مسئله ندارند چون نسبت به این مطلب آگاه نیستند، اگر نیت خوبی دارید این مسئله در چهرهی شما واضح است گرچه دیگران هیچ تفاوتی بین دقیقهی قبل و دقیقهی بعد مشاهده نکنند.

