ولایت محور دین وحقیقت شریعت
16این میشود چی؟ میشود ظاهر، اما اگر نه! آمدیم این ظاهر را کنار گذاشتیم، گفتیم آدم خوبی بشویم، این ظاهر را کنار گذاشتیم، به آن حقیقت و باطنش توجه کردیم، باطن دین، باطن شریعت، باطن راه، باطن احکام، باطن تکالیف، به آن باطن که جنبهی عبودیت در تکالیف است، به او توجه کردیم آن میشود چی؟ آن میشود ولایت.
ولایت یعنی همان حقیقت ربطیهای که بین انسان و پروردگار است. آن حقیقت ربطیهی عبودیت آن بین انسان و پروردگار است. و آن باید حفظ بشود. آن همان مسئلهی ربط که تمام آن حقیقت ربطیه در نفس مطهر امام عصر در هر زمانی متجلی است. امام جواد در زمان خودش، امام سجاد در زمان خودش، امام هادی در زمان خودش، هر کسی. هر کدام در زمان خودش و الان در نفس مطهر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، آن میشود حقیقت ولایت، آن حقیقت ولایت عبارت از چیست؟ حقیقت الشیء حقیقت همهی اشیاء و حقیقت همهی تکالیف، و حقیقت همهی این تظاهرات و حقیقت همهی این حرکتها و جهادها و حجها و رمیها و اعتکافها و روزهها و نمازها و صدقات و امثال ذلک، آن حقیقتش حقیقت چیست؟ حقیقت ولایت است.
به آن مسئله باید توجه کرد، نمازی که میخوانیم ولایتت را با صاحب ولایت باید تقویت کنی، روزهای که میگیری همینطور، حجی که انجام میدهی باید بدانی بر محور ولایت داری میچرخی، وگرنه سنگ است، امام باقر مگر نفرمود: انما امر الناس ان یطوفوا حول هذه الاحجار، عجب تعبیری است، ثم یاتوننا فیعرضوا علینا ولایتهم1، مردم امر شدند که بیایند دور این سنگها طواف کنند و دور این سنگها بگردند و در این گردش متوجه باشند که دلشان کجا دارد میگردد؟ کجا دارد میگردد؟ الحمدلله امروزه هم آمدند و یک ساختمانهایی درست کردند کنار مسجدالحرام! از آن ساختمانهای بلند که این مقدار توجه هم از بین ببرند. عمارتهای عجیب، عمارتهای غریب، آدم دارد طواف میکند دور مکه، چشمش میافتد به این ساختمانها، دیگر مکهای نمیماند، دیگر طوافی نمیماند و قطعا بنده میتوانم قسم بخورم که این اعمال توسط ایادی مرموز، خلاصه دستهای پشت پرده این مسائل انجام شده است. برای از بین بردن کعبه و برای از بین بردن عظمت کعبه و جلال و جبروت کعبه و از بین بردن نیات و از بین بردن توجه و از بین بردن تمرکز و از بین بردن حس، حس را بگیرند از ما، این حس را از ما بگیرند، این توجه قلب را از ما بگیرند، تا میچرخیم یک دفعه چشممان میافتد به آن عمارت کذایی! یک دور میزنیم دوباره چشم میافتد، حساب است همهی اینها حساب است.
- علل الشرائع، ج ٢، ص ٤٠٦، ... إنّما امِروا أن يطوفوا بهذه الأحجار ثمّ يأتونا فَيُعلمِونا وِلايَتَهُم.

