ملاک حسن و قبح اعمال
8یعنی همین مقداری که الان ما داریم میفهمیم همین مقدار علت برای انشاء این دعاست؟ ای ای ای، ماشاللَه ماشاللَه! خب آن طرف مطلب چیست؟ ببینید! امشب صحبت را از یک جا دیگر شروع کردم تا اینکه به یک نکتهی بسیار دقیق که خیلی از ماها از این نکته غافل هستیم به آنجا برسیم گرچه یک مقداری مقدمهاش مقدمهی بعید است، آن حقیقت ربطیهای که بین عبد و پروردگار است، آن حقیقت ربطیه اصل و اساس و اس و مُخّ و حقیقت و ریشهی همهی تصرفات و امور ما را تشکیل میدهد، که او عین مقام عبودیت است، آن حقیقت ربطیه، همان حقیقت اتصالیه، همان توجه نفس و توجه قلب به مراتبی که دارد، هر مقدار بیشتر همان مقدار نصیب افزونتر، هر چه بیشتر نصیب افزونتر.
در آیه قرآن مگر نداریم؟ در قربانی لَنْ ينالَ اللَه لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكنْ ينالُهُ التَّقْوى مِنْكمْ الحج، ٣٧ این آیه یعنی چه؟ این یعنی چه؟ یعنی گوشت این قربانی، خون این قربانی، پشم قربانی، این اعضا و جوارح، این که به خدا نمیرسد، گوشتش را شماها میخورید به خدا چه مربوط است؟ این به خدا چه ربطی دارد؟ گوشتش را شما دارید تکه تکه میکنید و تقسیم میکنید بین خودتان، به همسایهها میدهید، به قوم و خویش میدهید خب این ربطی به خدا ندارد، چرا منتش را سر خدا میگذارید؟ بعضیها میآیند گوشت قربانی میکنند بعد هم همش را برمیدارند برای خودشان و میگذارند در یخچال و فریزر و فلان و این حرفها! حالا یک دُم و سُم و چیزی پیدا بکنند میدهند قربانی! این [که] قربانی نیست. این که قربانی نشد. گوشتش را که خودتان برمیدارید میخورید، اعضا و جوارحش [را] که بین خودتان قسمت میکنید، خونش هم روی زمین ریخته میشود و خلاصه، اینهایش که ربطی به خدا ندارد، این مربوط به جنبهی خلقی مسئله است، جنبه خلقی و جنبه ظهور قضیه است که این جنبهی ظهور ارتباطی به خدا ندارد این مربوط به خودتان است، حالا یا به همسایه بدهید یا [خودتان بردارید،] بالاخره از اینجا میرود پایین، وارد شکم میشود دیگر، ارتباط به خدا ندارد.

