ملاک حسن و قبح اعمال
6خب این مسئله به همان حیثیت درونی انسان برمیگردد، که انسان در قبال پروردگار چقدر ایستاده است، و در قبال پروردگار چقدر برای خود حساب باز کرده است، همه به آن قضیه برمیگردد. دیشب خدمت رفقا عرض کردیم که در مسئلهی عبد دو حیثیت قرار دارد نسبت به پروردگار، یکی آن فعلی است که انجام میدهد کاری که انجام میدهد، از نقطهی نظر فعل و از نقطهی نظر کار ممکن است که کار او با کار سایر افراد تفاوتی نداشته باشد، یا عملی که ما انجام میدهیم با عمل و فعلی که یک ولی الهی انجام میدهد از نظر ظاهر فرقی نداشته باشد، شما به رکوع میروید چه میگویید؟ در ذکر رکوع، سبحان ربی العظیم و بحمده، سبحان ربی العظیم و بحمده سبحان ربی العظیم و بحمده، اللَهم صل علی محمد و آل محمد. این ذکر رکوعی بود که ما همیشه از مرحوم حداد میشنیدیم، سهتا سبحان البته یکیش هم کافی است، سه مرتبه سبحان ربی العظیم و بحمده و سجده هم همینطور ایشان سه مرتبه میگفتند و حتما هم صلوات در رکوع و در سجده را ایشان خب میفرستادند، خیلی خب، حالا بنده هم میروم رکوع همینطور میگویم، خب چه فرقی کرد؟ من هم میروم در رکوع سه بار میگویم سبحان ربی العظیم و بحمده، خب من هم شدم او؟ من هم شدم حضرت حداد؟ یا این سه مرتبه ذکر رکوع کارم تمام شد؟ این میشود چی؟ این میشود تشابه مقام اثبات با مقام اثبات ظاهری در اولیاء الهی. ما در این مسئله با آنها تشابه داریم.
کلام ما ممکن است مثل کلام آنها باشد، ذکر ما ممکن است مثل ذکر آنها باشد، شبها قبل از دعای خواب آنها دعای اللَهم یا من احتجب بشعاع نوره ان نواذر خلقه، این دعای احتجاب را میخواندند به شاگردان خودشان هم حالا نه به همه، دستور این دعا را هم میدادند، آنها هم میخواندند، خود مرحوم والد رضوان اللَه علیه بنده یادم است، قبل از خواب، الان صدای ایشان در گوشم است وقتی که آهسته این دعا را میخواندند در رختخواب، اللَهم یا من احتجب بشعاع عجیب دعائی است واقعا، مخصوصا آن فقرات آخرش که اصلا کولاک میکند، این کیفیت ظهور مقام احدیت و ذات را در مظاهر اسماء کلیه و صفات کلی.

