ملاک حسن و قبح اعمال
19این چی دارد نگاه میکند؟ این را میگویند ماتریالیست اسلامی، این عارف است؟ این چهارده پانزده ساله را عارف میگویند آخر؟ آنی که بین تفنگ یک متری و بین هفت تیر فرق نمیگذارد این عارف شد؟ مفاهیم جایشان را عوض کردند، تعابیر جایشان را عوض کردند، تغییر دادند، اصطلاحات در غیر از مواضع خودش قرار گرفته، خب بله آقا! ما هزارتا میتوانیم صفات مستحسنه بیاوریم، حسنه بیاوریم، برای افراد، اما هر چیزی جای خودش را دارد عزیز من، همینی که الان چهارده سالش است و دوازده سالش است و سیزده سالش است و هفده سالش است، این همه هم اخلاص دارد شما میبرید بیمارستان در اتاق جراحی چاقو بهش بدهی قلب طرف را دربیاورد، یک عمل بایپاست بکند! میدهی یا نمیدهی؟ چرا نمیگویی که آقا این که چهارده سالش است و چی میکند و فلان پس بنابراین بهترین جراح قلب هم هست و چاقو بدهی دستش و ....! چرا نمیدهی؟ چون هر چیزی حساب دارد، اما حالا که قضیه به عرفان رسید هیچ دیواری کوتاهتر از عرفان پیدا نکردی؟ ها؟ هیچ دیواری را پیدا نکردی؟ عارف ما این است! ولی ما این است و فلان است. اینها چیست؟ به این میگویند ماتریالیست اسلامی. دیدگاه مادهگرایانهی رنگ و لعاب اسلام، نه! رنگ و لعاب همینقدر که به اصطلاح در بین سایر مذاهب نرفتیم و از سایر ملل کمک نگرفتیم و زعمای آنها را برای خود زعیم قرار ندادیم، همینقدر، دوازده امام و چهارده معصوم، به همین مقدار جنبهی اسلام و تشیع به خود میگیرد.
لذا ما میبینیم در صحبتها در سخنان در حرفها، در مطالب بزرگان، مرحوم آقا نگاه کنید، اول آن جنبهی واقع را در نظر میگیرد آن را به عنوان عمود و بعد بقیهی مسائل را در آن حول و حوش شروع به بحث و غور میکند، اما افراد دیگر نه! مسئله اینطور نیست.
خب فعلا این بحث به این مقدار انشاءلله که تا حدودی روشن شد. این را فعلا در اینجا ما تمام کنیم تا اینکه برسیم به عبارات و فرمایشات حضرت سجاد و ببینیم چه میگویند؟ اینقدر از خودمان [اضافه نکنیم] ببینیم امام چی گفته؟ آنی را که ....، خیر سرمان ما قول دادیم شبها، این دعای ابوحمزه را بخوانیم این که همش حرفهای خودمان شد، این که خیلی چیز نشد، انشاءلله که امیدواریم خداوند فهم این مطالب، فهم این مسائل را خداوند به ما بدهد واقعا وقتی که من خود من اینطور هستم لابد شما رفقا هم [این طور هستید] واقعا وقتی که من اینها را میخوانم اصلا نور امید در دلم به وجود میآید میگویم خب امام سجاد این حرفها را برای ما زده دیگر، خب من که الان دارم گناه میکنم، خودم هم میدانم دارم گناه میکنم، عبد متمرد هم هستم، اصلا قابلیت برای این که اسم عبودیت [را هم بر خودم] بگذارم نمیبینم، شوخی هم ندارم، اهل تواضع و این حرفها هم نیستم، بعد گاهی از اوقات اصلا از خودم ناامید میشوم پس خدایا چی کار کنیم؟ یک دفعه یاد امام سجاد میافتم.

